کروبی،احمدی‌نژاد را یک مصیبت برای ملت دانست

April 26, 2010

مجله آلمانی “اشپیگل” در گزارشی با عنوان «جمهوری وحشت» به بازگویی دیداری با مهدی کروبی، یکی از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ایران پرداخته است. در این گزارش نظرات کروبی در رابطه با انتخابات و شرایط کنونی جنبش اعتراضی نیز بازتاب یافته است. ”اشپیگل” می‌نویسد که کروبی در پی اعتراض به نتایج انتخابات تحت شدیدترین فشارها قرار گرفته و رژیم جمهوری اسلامی با تعطیلی حزب و روزنامه “اعتماد ملی”، کروبی را عملاً از نهاد‌های اجرایی و خبری محروم کرده است. بیش از ۵۰ نفر از همکاران کروبی در حوادث پس از انتخابات دستگیر شده‌اند. هر سه فرزند وی (حسین، تقی و علی) نیز با فشارهای حکومتی از قبیل ممنوعیت خروج از ایران و ضرب وشتم مواجه بوده‌اند به گفته گزارشگر “اشپیگل”، اما هیچ‌یک از این اقدامات روحیه‌ی مبارز کروبی را تضعیف نکرده است. کروبی در گفت‌وگو هیچ‌گاه از احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور ایران نام نبرده است و «آقای دکتر احمدی‌نژاد» را به عنوان رئیس‌جمهور قانونی ایران به رسمیت نمی‌شناسد، اما او را مسئول رویدادهای پس از انتخابات می‌داند. 

 مرگ دست‌کم چهار تن بر اثر شکنجه  

 ”اشپیگل” از قول مخالفان رژیم می‌نویسد، سرکوب، کشتار و دستگیری معترضان شرایط مشابه بغداد، در دوران صدام حسین را در تهران حاکم کرده است. زندان‌های تهران مملو از «زندانیان سیاسی‌اند». به گفته “اشپیگل”، کروبی برغم تهدیدات همچنان مدعی است که تظاهرکنندگان بازداشتی در زندان‌ها، تا سر حد مرگ شکنجه شده‌اند. کروبی تایید کرده است که دست‌کم چهار تن بر اثر شکنجه جان خود را از دست داده‌اند. کروبی بار دیگر ضمن تکرار اتهام تجاوز به زندانیان، این وقایع را درست دانسته و به پنج مورد، از جمله تجاوز به دو مرد جوان، اشاره کرده است. کروبی با لحنی کنایه‌آمیز شکنجه‌گران زمان شاه را «کارشناس» خطاب می‌کند، زیرا آنان بدرستی می‌دانستند، در مورد چه کسی و چرا باید خشونت اعمال کنند، اما در زندان‌های جمهوری اسلامی، «خودسری ناب» حاکم است. 

استقرار استبداد موثر در ایران  

“اشپیگل” می‌نویسد، گرچه  پاسداران و نیروهای بسیجی در خیابان‌های تهران همواره دیده نمی‌شود، اما ترس از انتقاد آزاد و خطر دستگیری در همه جا احساس می‌شود و زندگی آزادانه‌ در دوران خاتمی مدت زمانی است در نطفه خفه شده است. استقرار این شرایط خاموشی رهبران سبز را در پی داشته است.  کروبی می‌گوید: «هر کس که با من ملاقات می‌کند، باید پیامدهای آن را قبول کند، حداقل هزینه‌ی آن، پاسخگویی به نیروهای امنیتی است.» به گفته “اشپیگل”‌، انزوای رهبران معترض و قطع ارتباط آنان با مردم کاملاً آشکار است. 

 رضایی جانشین احتمالی احمدی‌نژاد  

 ”اشپیگل” درباره محسن رضایی، دیگر نامزد ریاست‌جمهوری می‌نویسد، که اعتراضات اولیه رضایی به نتایج انتخابات، سریعاً به سکوت گرایید. بی‌شک ترس دلیل اصلی برای بازپس گیری اعتراضات وی نبوده است. برغم مقامات مهمی که تاکنون رضایی داشته، از دست دادن مقامی همچون دبیری شورای مصلحت نظام هر آن امکان دارد. اما از سوی دیگر رضایی مورد لطف رهبر نظام قرار داشته وبرخی حتا وی را جانشین احتمالی احمد‌ی‌نژاد در آینده می‌دانند. رضایی در پاسخ به امکان جانشینی احمدی‌‌نژاد، با لبخند گفته است: «من هر جا که بتوانم به مردم خدمت خواهم کرد.» به گفته “اشپیگل”، رضایی نیز از بکارگیری عنوان رئیس‌جمهور برای احمدی‌نژاد خودداری کرده و به صراحت گفته است: «این وضعیت نمی‌تواند ادامه یابد.» 

درخواست برپایی تظاهرات در سالگرد انتخابات  

به گفته کروبی مبارزه کنونی به پایان نرسیده و «مردم تنها در انتظار یک جرقه هستند»، جرقه ای که بزودی زده خواهد شد. کروبی خواهان برپایی تظاهرات در سالگرد انتخابات است. به گفته وی، درخواست مجوز نیز به نهادهای مسئول فرستاده شده است. گرچه کروبی به صدور مجوز برای برگزاری تظاهرات از سوی رژیم اسلامی خوش‌بین نیست، اما می‌گوید: «مهم این است، نشان دهیم که مبارزه علیه جمهوری نبوده، بلکه به خاطر پاسداری از قانون اساسی است که در آن آزادی بیان و دمکراسی نیز مندرج است.» 

توافق گسترده میان کروبی و موسوی  

کروبی وجود هرگونه اختلاف نظر با میرحسین موسوی را رد کرد. به گفته کروبی، هر دو در ارتباط دائمی با یکدیگر بوده و درباره موضوعات مهم به تبادل نظر می‌پردازند. کروبی تصریح کرد که نامه‌نگاری و ارسال آن، از طریق افراد مورد اعتماد صورت می‌گیرد و دست‌کم یک بار در ماه دیداری میان رهبران جنبش صورت می‌گیرد. کروبی در این‌باره می‌افزاید: «ما در تمامی موضوعات تا حد زیادی دارای نظراتی یکسان هستیم.» کروبی در پاسخ به امکان دستگیری خود می‌گوید: «آماده پرداخت هرگونه هزینه‌ای هستم.» از سوی دیگر فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، در نامه‌ای خطاب به مردم نوشته است: «به هر تقدیر بدون ترس و واهمه از وحشی‌گری مزدوران مجددا تاکید می‌کنم هر اتفاقی برای من، همسرم و فرزندانم رخ دهد، حکومت مسئول مستقیم آن است و هرگز نمی‌تواند از بار مسئولیت آن شانه خالی کند.» 

 

پاسخ خانواده شهید کیانوش آسا به نامه دلجویی رییس دانشگاه علم و صنعت

April 26, 2010

خانواده شهید کیانوش آسا دانشجوی دانشگاه علم صنعت که در حوادث بعد از انتخابات خردادماه سال ۸۸ به شهادت رسید نامه سرگشاده ای را در جواب نامه‌ی دلجویی دکتر جبل عاملی ریاست دانشگاه علم و صنعت، صادر کردند.متن کامل نامه به شرح زیر است:

به نام حق و راستی

جناب آقای دکتر محمد سعید جبل عاملی ریاست محترم دانشگاه علم و صنعت ایران

با سلام و درود، ما نیز فرا رسیدن نوروز باستانی و آغاز سال ۱۳۸۹ را به

جنابعالی،اساتید،دانشجویان و مدیران آن دانشگاه تبریک می گوییم.

در پیشواز نوروز و دیدار با بهار بر پهنای سفره هفت سین امسالمان، بر مزار کیانوش، سین آخر سکوت بود. سکوتی به وسعت اشکهای ناباورانه مادر و قلب شکسته خواهر و پیکر خمیده برادر، درکنار جای خالی کیانوش. و گریستیم ازاین بی رحمی و مصیبتی که بریار مهربان خانواده و دوستان و یکی از فرزندان شایسته ایران زمین و تلاشگران راه علم و عرفان و هنر گذشت.

نامه شما و هدایای همراه آن به دستمان رسید. اما این همدردیتان آنهم پس از سکوت سرد و معنا داری که در طول ماههای هجران کیانوش عزیز که به غایت بر ما سخت گذشت، هفت سین غمبار ما راحزن انگیز تر کرد. با این حال به رسم ادب برخود لازم می دانیم از شما سپاسگزاری نماییم.

قرآن و کتابهای معنوی را که فرستاده بودید عزیز می داریم چرا که پیام اصلی آنها در پندار، گفتار و کردار نیک کیانوش بوده و از آنجا که تنها التزام نمادین به این کتابها کافی نمی باشد شما را نیز به دقت و تأمل در عمق محتوایشان دعوت می کنیم که بیزاری جستن از ظلم، حمایت از مظلومان و پیشه گرفتن راه آزادی، آزادگی و عدالت از جمله رهنمودهای مهم آنهاست. اما چون دلیل ارسال سکه از سوی شما را نفهمیدیم آن رابرایتان پس فرستادیم. ولی نکاتی مهم نیز وجود دارد که برخی از آنها را بازگو می کنیم.

جناب آقای جبل عاملی، در دانشگاهی که شما ریاست آنرا بر عهده داشته و دارید تعدادی از دانشجویان به دلیل انجام مراسم بزرگداشت برای کیانوش، به عنوان همکلاسی و دوست خود و از همه مهمتر فرزند این ملت که بیگناه به خون غلطید، مورد تهدید یا بازخواست قرار گرفته، بازداشت شده و یا ادامه تحصیل آنان با تعلیق و محرومیت مواجه شده است. لذا از شما مصرانه درخواست می نماییم از تمامی امکانات و اختیارات خود و دانشگاه برای برداشتن این محدودیت ها و شکستن احکام سنگین انظباطی که همانا رضایت خداوند، شادی روح کیانوش و تسلی خاطر خانواده آسا را به دنبال دارد از هیچ کوششی دریغ نورزید و برخوردهای سخت، غیر اصولی و غیرمدبرانه ای که بعد از خرداد ماه تا کنون، علیه آن دانشگاهیان صورت گرفته اصلاح وجبران نمایید.

آقای جبل عاملی! آیا بهتر نبود در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان کارشناسی ارشد، که اگر آن جنایت رخ نمی داد کیانوش هم حاضر می بود، از او به عنوان دانشجوی آن دانشگاه یاد نموده و همچنانکه در نامه اشاره داشتید در راه تحصیل علم، تا آخرین لحظۀ حیات کوشا بود به احترام صندلی خالیش یک دقیقه سکوت می کردید؟! آیا صحیح بود که، مانع شُدید تندیس کیانوش در کنار تندیسهای دیگر دانشجویان هم‌دوره ای خود قرار گیرد؟ غافل از اینکه تندیس او در روح و جان دانشگاهیان و هموطنانش به یادگار می ماند. آیا تلاشهای انجام شده از سوی برخی مدیران آن دانشگاه در جهت حذف نام کیانوش در اکثر امور مربوطه عمل پسندیده‌ای بوده؟ و این اعمال و رفتارها تا کنون نتایجی داشته است؟ به یقین رفتارهای همه ما در هر شرایط و جایگاهی، یک پاسخگویی جدی نه صرفاً در برابر افراد، بلکه در برابر خداوند و وجدانهای بیدار جامعه به دنبال خواهد داشت.

در پایان ما خانواده کیانوش، تقدیر و تشکر قلبی خود را از یکایک اساتیدی که در طول شش سال دوران دانشجویی، که نقش ارزنده‌ای در رشد و بالندگی علمی، فکری و اجتماعی او بر عهده داشتند ابراز می داریم و دلجوئیها و همدردیهای آن بزرگواران و دوستان دانشگاهی را بر دیدگان خود قرار داده، دستان پر مهر آنان را به گرمی می فشاریم و مدیران دانشگاه علم و صنعت را به برخورد درست، منطقی و عاقلانه توأم با دوراندیشی و بیان واقعیت فرا می خوانیم. خداوند به همه ما توفیق گام نهادن و کوشیدن در راه حقیقت و پاکی عطا کند تا در گذر زمان نام نیک و ارزشمندی از ما بر جای بماند.

ره می سپریم همره امید آگاه ز رنج و آشنا با درد

یک مرد اگر به خاک می افتد بر می خیزد به جای او صد مرد

این است که کاروان نمی ماند

با احترام- خانواده آسا

فروردین ۱۳۸۹

 

هشدار دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های ایران نسبت به سوء قصد به جان مهدی کروبی

April 26, 2010

در پی افزایش نگرانی‌ها در مورد به خطر افتادن جان مهدی کروبی از سوی کودتاگران و پخش اخباری دروغین درباره بیماری این شیخ شجاع در رسانه‌های وابسته به آنها، دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران با صدور بیانیه‌ای نسبت به هر گونه سوء قصد نسبت به جان شیخ مهدی کروبی هشدار دادند. متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

 طی روزهای اخیر رسانه‌های حامی کودتا شایعات متعددی درباره سلامتی شیخ مهدی کروبی منتشر نموده مدعی شده‌اند که ایشان از بیماری سخت و کشنده ای رنج می‌برد. پیرو درج این شایعات، خانواده شیخ شجاع، بیماری ایشان را تکذیب کرده از سلامت کامل مهدی کروبی خبر دادند.عملکرد مهدی کروبی چه پیش از انتخابات و چه پس از آن، عملکردی درخشان، شجاعانه و در مسیر دفاع از دموکراسی و حقوق اساسی مردم بوده است و همین عملکرد است که او را به خاری در چشم مستبدین، جنایتکاران و دشمنان آزادی بدل نموده است. خاطره حذف فیزیکی منتقدین و دگراندیشان در تمامی این سالها بر ضمیر همه ایرانیان نقش بسته است؛ حذف فیزیکی مخالفان از طریق خوراندن موادی که منجر به بروز بیماریهای کشنده در آنها می شود یکی از روشهای شناخته شده حکومت‌های سرکوبگر است که در سالهای اخیر به کرات توسط دستگاه امنیتی روسیه مورد استفاده قرار گرفته است.

ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران نسبت به هر گونه سوء قصدی نسبت به جان شیخ مهدی کروبی هشدار داده از آنجا که ایشان بنا بر گفته خانواده‌شان در سلامت کامل به سر می‌برند، ابتلای ایشان به هرگونه بیماری سخت، کشنده و لاعلاج در ماه‌های پیش رو را توطئه‌ای از جانب کودتاچیان برای حذف یکی از رهبران شجاع و خط‌شکن جنبش دموکراسی‌خواهی سبز مردم ایران می‌دانیم. که بدون تردید مسئولیت آن بر عهده کوتاچیان و حامیان خارجی‌شان است.

 دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران

 پنجم اردیبهشت ماه یک‌هزار و سیصد و هشتاد و نه

 

میرحسین موسوی: از حقوق اساسی ملت نباید بگذریم – بخش اول

April 26, 2010

میرحسین موسوی با موسوی با ابراز نگرانی نسبت به آنچه طی این سالها در کشور رخ داده، خاطرنشان کرد: "موقعیت ها و مقام ها و ساخت قدرتی که بر پایه ی منافع و فساد در بعضی ها شکل گرفت موجب شد رجوع به توده و اکثریت مردم کاهش پیدا کند و کم کم حاکمیت مردم از دست داد و و فقط پوسته ای از اسلام نگه داشته شد." وی تصریح کرد آقایان می خواهند جمعیت ما متفرق شود و مردم باید مراقب هم باشندمهندس مسیرحسین موسوی، از رهبران جنبش سبز، طی دیدار جمعی از ایثارگران انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله، سخنان مهمی در رابطه با اوضاع کشور، حاکمیت، اتهامات وارده به جنبش، فشارهای وارده بر مردم و جوانان و همچنین سوء استفاده هایی که از دین انجام پذیرفته، ایراد کرد.

میرحسین موسوی در ابتدا ضمن تشکّر از ایثارگران گفت: "شما افراد ارزشی هستید و برای حل مشکلات کشور دلی سوخته دارید، نه دنبال پست و مقامید و نه دنبال نفع شخصی و نه می خواهید چیزی از اوضاع برای خود برداشت کنید. به همین دلیل سخنان و نظرات شما مهم است خصوصا که ریشه در انقلاب دارید و دلتان برای آن فضای نورانی و معنوی که انقلاب اسلامی بشارت آن را داد تنگ شده است و دنبال آن فضایید."

 

 انقلاب شد تا به آراءوعقاید مردم اهمیت داده شود و فضا باز شود

نخست وزیر دوران جنگ هشت ساله سپس تاکید کرد: مشکل امروز ایران ما تهدید همین فضای نورانی است. دلیل اصلی آن هم روشن است، اگر نظام ما کارآمدی لازم را داشت و متوجه این مهم بود که انقلاب شده تا به آراء و عقاید مردم اهمیت بدهیم و فضا را باز کند، بیشتر آحاد ملت که حالا ممکن است افراد جامعه عقاید گوناگون به این سو و آن سو داشته باشند- در جهت مصالح انقلاب و مصالح ملی حرکت می کنند چنانکه در دوران دفاع مقدس چنین سابقه ای را می توان یافت که از دورافتاده ترین روستاهای کشور تا تهران و سایر شهرها همه جبهه ای پیوسته بودند و همه می دانستندکه برای چه حرکت می کنند.

  

با گذشت زمان ارتباطمان را با مردم از دست دادیم

موسوی با ابراز دلتنگی نسبت به زمان نورانی از دست رفته اظهار داشت: ما متأسفانه با گذشت زمان ارتباط خودمان را با این مردم از دست دادیم و فکر کردیم که بیشتر از آنها می دانیم و می توانیم به آنها هر چه خواستیم بگوییم و مردم هم باید اطاعت کنند . از عقل جمعی استفاده نکردیم. موقعیت ها و مقام ها و ساخت قدرتی که بر پایه ی منافع و فساد در بعضی ها شکل گرفت موجب شد رجوعمان به توده و اکثریت مردم کاهش پیدا کند و کم کم آن را از دست دادیم و در این زمینه متأسفانه ضعیف شدیم، و فقط پوسته ی اسلامی را نگه داشتیم.

 

 با این شیوه ناکارآمدی و هر مشکل را به نام اسلام تمام می کنند

میرحسین موسوی تصریح کرد: ای کاش این تغییر به نام اسلام نبود و این قدر خسارت نمی داشتیم، چرا باید امروز هر کاری که انجام می شود و هر ناکارآمدی و هر مشکلی که وجود دارد به نام اسلام تمام شود؟ مخصوصاً که با اغراق از اسلام نام می بریم و مدام در اشارات خود از آیات و روایات دم می زنیم حتی در مورد زلزله تهران که امکان وقوع آن وجود دارد و ما هم قبول داریم اما دولت که نباید در این خصوص از اسلام خرج کند. ما همیشه باید فکر کنیم که تهران در خطر زلزله است و برایش همواره راه حل داشته باشیم.

  

برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کنند

وی با اشاره به کتاب قانون ابن سینا که یک کتاب پزشکی است گفت: نکته ای در این کتاب هست که روی من خیلی اثر گذاشت. بخشی از کتاب راجع به دیوانه ها صحبت می کند و اینکه چگونه باید علاجشان کرد. ابتدا می گوید که درمانش چنین و چنان است ولی بعد بحث روح را می کند و می گوید: روح این افراد را جن تسخیر کرده و به اینجای بحث که می رسد می گوید جایش در این کتاب نیست. آنچه مربوط به پزشکی بود و مداوای آن گفته شد و بعد بحث علمی اش را به آخر می برد.موسوی افزود: دولت برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کند و اگر به این موضوع ناکارآمدی هم اضافه شود آن وقت هر نوع مشکلی به اسلام نسبت داده خواهد شد.

 

وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم

موسوی با اشاره به خیل عظیم جوانان و دانشجویان کشور گفت :جوانی را ببینید که در دانشگاه، خودش و یا دوستانش را کتک می زنند، به نام اسلام افراد را بازداشت می کنند ، به نام اسلام جلوی فعالیت احزاب را می گیرند، به نام اسلام رسانه ها را توقیف می کنند ، صنعت کشور هم که در حال متلاشی شدن است و وضع کارگران و کارآفرینان هم تعریفی ندارد. همه اینها به نام اسلام صورت می گیرد بعد هم اگر فسادی مطرح شد همه می گویند این فساد! و نامه می نویسند، یک دفعه می بینیم که تمام بحث راجع به فساد محدود شد به اسلام. این موارد روی جوان مملکت چه تاثیری می گذارد؟وی افزود: وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم. مگر جوان چقدر تحلیل دارد؟ و چقدر می تواند موضوعات را برای خودش توجیه کند؟ باید این نکته را به وضوح روشن کنیم که مشکلاتی داریم ولی ربطی به اسلام ندارد.وی این سوالات را مطرح کرد که آیا اسلام دنبال فساد است یا دنبال از بین بردن صنعت؟ ما که می گوییم راهی برای تسلط کفار بر خود قرار ندهید نه به این معنا که به طور مثال تجارت خارجی را قبول نداشته باشیم و یا نباید با جهان ارتباط داشته باشیم، اما چرا اجرای ناقص این کار آن هم به قیمت نابودی محصولات داخلی؟ باز گذاشتن دروازه ها به روی اجناس بنجل خارجی کجایش اسلامی است؟ این موضوع با آموزه های اسلامی در تضاد است.موسوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وقایع بعد از انتخابات گفت: مردم برادران و خواهران هم هستند. صحنه های زدن، کشتن یا خبرهایی که درباره ی زندان ها هست و توقیف روزنامه ها روی آنان تاثیر بد می گذارد. بنده اصلا به این روزنامه یا آن روزنامه متمایل نیستم ولی مگر چکار کردند که آنها را قیچی کردید و بستید؟

 

 

به جای جلوگیری از فعالیت احزاب جوانمردانه با آنان رقابت کنید

موسوی با اشاره به جلوگیری از فعالیت دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گفت : شما اگر می گویید این حزب ها خوب نیستند یک حزب خوب تشکیل دهید که با اینها جوانمردانه رقابت و مقابله کنند تا اگر توانستند خود به خود زمینه اش را در جامعه از بین ببرند.وی تاکید کرد : قرار بود رقابت سیاسی داشته باشیم و این مرّ قانون اساسی در مورد آزادی تشکل های سیاسی است و به نفع ماست. این به آن معنا نیست که همه تشکل ها خیلی خوب باشند. ممکن است حزبی در کشور شکل بگیرد که تشکل بدی باشد ولی راه حل آن حذف شدن در فرآیند رقابت است که ابواب جمعی مردم در یک فضایی بهترین را انتخاب کنند. این هم متأسفانه به نام اسلام تمام شده است و به همین دلیل کسانی که با این رفتار مخالفند و پایبند ارزش های انقلاب و راه امام هستند باید به شکل های مختلف نشان بدهند که این اسلامی که ما می شناسیم این نیست.

 

این اسلام نیست

موسوی افزود:اسلام، کسی را نمی زند، کسی را نمی گیرد، تهمت نمی زند، کسی را در زندان نگه نمی دارد و محدودیت ایجاد نمی کند، اسلام یقیناً مدافع نیرومند اقتصاد ملی و عظمت و استقلال کشور است، این وظیفه ی فوق العاده مهمی است که در رفتار و کردارمان نشان بدهیم که این اسلام مدافع استقلال ماست و حاضر نیست یک ذره از استقلال ما از دست برود. منتها ما که در حکومت نیستیم در کنار حکومتیم.

 

 می گویند از کشتی نظام پیاده شده اید

وی سپس به اظهارات برخی افراد اشاره کرده و خاطر نشان ساخت : می گویند شما از کشتی نظامپیاده شده اید از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم. به عنوان یک مسلمان می خواهیم طوری رفتار کنیم که جوانها را مأیوس نکنیم و حداقل بگوییم اسلامی که می شناسیم این نیست، اسلامی که می شناسیم رحمت دارد، رئوف است، سعه صدر دارد، همه را می پذیرد. با زبان استدلال با افراد روبه رو می شود. اسلام دینی است که می تواند با پیشرفت های جامعه بشری همسو و پیشتاز شود.

  

توصیه ای از امیرالمومنین که برای امروز بسیار آموزنده است

موسوی با اشاره به دهه اول انقلاب گفت : در آن زمان در این زمینه ها مشکلی نداشتیم ، ما ابداعاتی در سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد جنگ وداشتیم و احساس نمی کردیم از قافله بشری در زمینه تلاش برای دستیابی به تکنولوژی، تمدن، سیاست و امثالهم عقب ماندگی داریم. لذا من معتقد بودم در هر موقعیتی که هستیم باید بین همسایه ها، همشهری ها و در سطح ملی این قضیه را نشان دهیم. فکر می کنم آن وصیتی که حضرت علیدر آخرین لحظات داشتند(کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا) حامی مظلومین و مخالف ستمگران باشید یک توصیه ی فوق العاده است. یک نیروی مسلمان و دینی باید شهرت به این پیدا کند که در کنار مظلومین است هر جا که باشد و مخالف ظلم است هر جا که می خواهد باشد.

 

استقلال در نزد ایرانیان یک ارزش جا افتاده است 

به جنبش سبز تهمت وابستگی می زنند و خود دنبال نامه نگاری و جلب توجه هستند

وی این موضوع را دارای اهمیت بسیار عنوان کرد و افزود: همین موضوع هویت اسلامی ما را نگه می دارد. ما واقعا نیازمند آن هستیم که اسلام را خوب معرفی کنیم تا جوان ها و ملت خودمان را نجات بدهیم وگر نه دلیلی ندارد که گرایش ضد دینی گسترده ای را خدای ناکرده در جامعه شاهد باشیم.موسوی درباره استقلال جنبش سبز گفت: این حرکت(جنبش سبز) صد در صد یک حرکت مستقل است ولی مخالفان به جنبش سبز نسبت ناروا می دهند و آن را به سلطنت طلبها، منافقین، آمریکا و اسراییل منتسب می کنند. در حالی که آنها خودشان با یک حالت زیگزاگی که بیشتر به سیاست خارجی ما لطمه می زند نامه نگاری هایی با سرکرده های قدرت های جهانی دارند. از یک طرف فحش می دهند و از طرف دیگر دنبال جلب نظر چین، روسیه و یا دیگری هستند. آنگاه ما را به رابطه خارجی متهم می کنند. این به این دلیل است که استقلال یک ارزش جاافتاده ای در میان ملت ماست. ملت ما نسبت به این مسئله حساسیت دارد و اگر یک حرکتی را به خارجی ها منتسب کنند طبیعی است که آن حرکت لطمه می خورد و چهره اش مکدر می شود.

 

آنچه اعتقادات مردم را قربانی می کند

وی افزود: وقتی حکومت می آید روزنامه ها، سخنرانی ها، هیئت ها و احزاب را می بندد و حتی یک کانال نمی توانیم داشته باشیم و یا یک مناظره نمی توانیم انجام بدهیم و در چنین حالتی است که صدای بیگانه در کشور بزرگ می شود. از یک طرف دولت و از طرف دیگر آنها، سرانجام این وسط چیزی که در دو لبه قیچی از بین می رود همان اعتقادات اصیل است که به نظر من در بدنه اصلی جنبش سبز وجود دارد. ما فکر می کنیم چیزی که در این جنبش مهم است تجربیات خوب سی ساله انقلاب است که باید تلاش کنیم جمع بشود. سپس یک حرکت جمعی داشته باشیم. این فضای پیرامونی ماست که ترسیم کردم، فضایی که هر روز با یک مشکلی روبرو هستیم.

 

 آنها می خواهند جمعیت ما متفرق شود و مردم باید مراقب هم باشند 

شمشیر نمی کشیم تنها عنصر پیش برنده ما آگاهی است

موسوی گفت: امروز یکی از نشریات سپاه را خواندم که نوشته باید امتیاز فعالیت مجمع روحانیون مبارز را هم لغو کرد. آنها نگاهشان اینطوری ست، می خواهند تمام تشکل ها را از بین ببرند و یقیناً بعد به حساب بقیه ی تشکل ها و گروه ها خواهند رسید. در چنین حالتی شبکه ها و هیئت ها اهمیت فوق العاده ای پیدا می کنند. مواظب خود بودن، مواظب خانواده بودن، مواظب محله بودن، مواظب جامعه و هر چه پیرامون ما هست بودن، اهمیت زیادی پیدا می کند. ما در این مصاف ، نمی خواهیم که شمشیر بکشیم و با یک حالت رزمی به میدان برویم. ما تنها عنصری که داریم و قدرتش از همه اینها بیشتر است ایمان و آگاهی است. باید این دو را تقویت کنیم. ایمان به یک دین رئوف و دینی که امام مطرح کرد :پیشتاز و روشن، که بتواند در سطح جهانی و در سطح داخل پاسخگوی مشکلات باشد. از طرف دیگر آگاهی نسبت به حقوق اساسی مردم. مردم باید بدانند که حقوقی دارند و حقوق آنها دارد ضایع می شود.

  

در انتخابات حکومکت نباید برای مردم تصمیم بگیرد 

اینگونه نمی شود کشور را اداره کرد

وی یکی از حقوق مردم را برگزاری انتخابات آزاد عنوان کردو گفت: نباید حکومت برای مردم تصمیم بگیرد. وقتی از دور نگاه می کنیم به زشتی این کار پی می بریم که مثلا چهار پنج نفر که به فرض خیلی آدم های عالی که تمام حسن های جهان در آنها جمع شده باشد، بنشینند یک عده ای را کنار بزنند، عده ای را انتخاب کنند و بعد به یک ملت هفتاد و پنج ملیونی بگویند از داخل اینهایی که ما انتخاب کردیم انتخاب کنید. این بدترین حالت برخورد با یک ملت است. زشتی این کار را نمی-فهمیم ، چون داخل آن هستیم و لمس نمی کنیم. بله وقتی که یک نماینده ای خائن از آب درآمد با او باید با شدت و غلظت برخورد کرد و او را بیرون کرد. از گذشته هم برای این کار راه داشتیم اما حالا انتخابات را به این شکل انجام می دهیم که مدام گزینش انجام دهیم، تمام دهان ها را ببندیم، تمام مراکز اطلاع رسانی را توقیف کنیم تا آن کسی که ما می خواهیم، رأی بیاورد و بعد صندوق ها را هزار جور دستکاری بکنیم و تخلفات عجیب و غریب انجام بدهیم. اینطور که نمی شود کشور را اداره کرد(دراینصورت) کشور به اینجا میرسد که الان تهدیدات خارجی پشت دروازه کشور ماست و از لحاظ سیاسی، امنیتی، اقتصادی تهدیدات داخلی بیشتر است.وی در فراز دیگری از سخنان خود با اشاره به مسائل اقتصادی کشور گفت: یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی، میزان سرمایه گذاری است که الان پنج،شش درصد است در حالی که باید بین دوازده تا چهارده درصد باشد. این کاهش به معنای ، بیکاری، فقر، فساد، فشار آمدن روی طبقات حقوق بگیر و امثالهم است. یا مثلا گفته شد رشد اقتصادی کشور امسال صفر خواهد شد.البته اطلاعات شفاف وجود ندارد، یک دفعه عده ای می نشینند تصمیم می گیرند و تمام اطلاعات مربوط به فساد و نیز اطلاعات راجع به لایحه ی هدفمند کردن یارانه ها قطع می شود. افرادی به دنبال آمار و اطلاعات هستند تا برای آینده کشور پیش بینی داشته باشند، عوض اینکه این افراد فرصت شمرده شوند به عنوان تهدید مطرح می شوند. سعی می شود که تمام اطلاعات قیچی شود و نتیجه این می شود که شرایط بسیار وخیمی داشته باشیم.

 

گسترش آگاهی مهمترین زمینه تغییر به نفع اسلام

وی افزود: کار ما آگاهی دادن به مردم نسبت به این مشکلات و بسط و گسترش آن است. حقوقی که مردم دارند گسترش این آگاهی ها و اطلاع از حقوق خود یعنی همان اصلی ترین و مهم ترین عنصری است که می تواند زمینه تغییر را به نفع اسلام و انقلاب و آتیه ی کشور ایجاد کند به شرطی که حالت اجماع نسبت به این مسأله بوجود بیاید. من فکر می کنم بعد از انتخابات در این زمینه پیشرفت کرده ایم.

 

 میزانی برای سنجش موفقیت جنبش سبز

وی میزان حضور مردم در تجمع های خیابانی را معیار درست برای سنجیدن جایگاه جنبش سبز عنوان نکرد و گفت : ما نباید بگوییم که خیابان ها زمانی از جمعیت زیاد و در زمانی کم بود و بر این اساس بسنجیم که جنبش سبز در کدام نقطه ایستاده است. باید شاخص و اطلاعاتی داشته باشیم که ببینیم آگاهی از این حقوق چقدر است تا اینکه بدانیم در آینده چگونه باید کشور اداره شود؟ آیا این آگاهی در سطح جامع گسترده تر شده یا کم کم دارد دایره اش تنگ تر می شود. اگر ما نسبت به این موضوع پیشرفت داشتیم زمینه ی تغییر جدی را در کشور ایجاد کرده ایم.

 

میرحسین موسوی: از حقوق اساسی ملت نباید بگذریم – بخش دوم

April 26, 2010

آنچه جریان حاکم را به رسانه ها حساس کرده است

موسوی تاکید کرد دلیل حساسیت جریانی که برسر کار است نسبت به رسانه ها همین است و این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر هیچ بحرانی نداشتیم که روزنامه ای مانند بهاربسته نمی شد و یا یکی دو مناظره ای که بیشتر نگذاشتند پا بگیرد و برنامه قطع یا یکطرفه شد. تمام این ها نشانگر اهمیت این مطلب است که قدیم می گفتند پاشنه آشیل و یا چشم اسفندیار.

  

دامنه آگاهی را به روستائیان و کارگران و کشاورزان بکشانیم 

همه باید در صدا و سیما تریبون داشته باشند

وی آگاهی را مهمترین مسئله عنوان کرد و گفت: باید آگاهی را گسترش دهیم، باید دامنه آگاهی را به روستاییان، کشاورزان، صنعتگران، کارگران و معلمان بکشانیم به آنها بگوییم این زندگی، شایسته شما نیست. شما حق دارید که یک نماینده بفرستید.شما حق دارید که صنعت مستقل داشته باشید، اقتصاد ملی خوبی داشته باشید. از چنین حقوقی برخوردارید. شما حق دارید در جامعه صحبت و نظر خودتان را اعلام بکنید و به نظر شما باید اهمیت داده شود این صدا و سیما از پول جیبی شما اداره می شود. شما باید پشت این تریبون ها باشید.وی با اشاره به خاطره ای از حضرت امام (ره) گفت: یادم هست که حضرت امام رحمه الله علیه میگفتند چرا اینقدر عکس من در روزنامه ها چاپ می شود . اصلاً غدغن کردند. در یک جلسه خصوصی به آقای محمد هاشمی رئیس وقت صدا و سیما از بابت زیاد نشان دادن تصویر ایشان گلایه و ابراز ناراحتی زیاد کردند. خود بنده از میدان امام مقابل ساختمان مخابرات رد می شدم دیدم شیشه هایش از بالا تا پایین عکس امام را زده اند، ناراحت شدم زیرا آن حالت اغراق آمیز، وضعیت آن اداره را به هم می زد و با اعتقادات ما هم ناسازگار بود. نمی دانم نبوی یا غرضی وزیر مخابرات بود، تماس گرفتم و گفتم جمع شود و جمع شد. خیلی طول نکشید حاج احمد آقا با من تماس گرفت و از قول امام از من تشکر کرد و خب این وضعیت آن موقع امام بود.

  

با این انتخابات واتفاقات بعد از آن ، ایده برگشت به حقوق اساسی متولد شد

وی خاطرنشان ساخت: باید به مردم اینها را انتقال بدهیم و اینکه حکومت دینی و جمهوری اسلامی به معنای باز شدن تمام راه ها برای ابراز نظر و خلاقیت آنها و بودن آنها در صحنه واقعی است نه اینکه آنها نتوانند از این صدا و سیما و امکانات عادی هم استفاده کنند.برداشت من این است با این انتخابات واتفاقات بعد از آن یک ایده ای در داخل کشور مبنی بر برگشت به حقوق اساسی متولد شد که برگشت ناپذیر است. کافیست که از این، مثل یک گیاه و گل پاسداری کنیم وبگذاریم تناور وگسترده شود. در قرآن آمده است که خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر دهند. این آگاهی زمینه تغییرات وسیعی را در جامعه و حکومت ایجاد خواهد کرد.

  

جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم

موسوی تاکید کرد، باید برای راهمان برنامه داشته باشیم و بیش از همیشه باید به این مسئله معطوف شویم که این جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم و با گسترش آگاهی ارتباط به روزی با آنها داشته باشیم و به آنها بگوئیم وضعیت کارگری و اقتصادی و موقعی خوب می شود که نمایندگان واقعی شان در مجلس باشند ونمایندگان مردم هم بتوانند در صدا و سیما نظرات آنها را نقل کنند و مردم هم بتوانند مواظب فساد باشند.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به دوران ابتدایی پیروزی انقلاب گفت: در ابتدای این انقلاب اینجور نبود که بگویند شما چرا ریخت و پاش کردید؟ بلکه همه مراقب یکدیگر بودند. آن ایمان و اعتقاد گسترده باعث می شد مراقب خویش باشند. کافی بود در اداره ای کسی کمی پایش را از گلیم اش جلوتر بگذارد خود کارمندان بر خورد می کردند و خود جامعه این حالت را داشت. جدا شدن شما از این نوع نظارت ها یقینا باعث فساد می شود که البته این به منشوری نیاز دارد که تهیه شود.

  

سینه به سینه و با خلاقیت انتقال اطلاعات کنیم

وی موضوع مهم دیگر را در ارتباط با فعالیت های رسانه ای برشمرد و گفت: ما باید روش هایمان را به روزتر کنیم. حالا که روزنامه نداریم باید راه های تازه ای پیدا کنیم ضمن آنکه دنبال روزنامه هستیم تا از طریق قانونی رسانه داشته باشیم اما از طریق رسانه های مجازی که یقیناً جزء حقوق ماست از طریق هیأت ها از طریق خانواده و سینه به سینه باید اطلاع رسانی کنیم. این اطلاع رسانی هم باید حول مسئله ای که در آن اجماع داریم با روش های جدیدی که در حین کار به دست می آوریم انجام دهیم .دائم باید فکرهای نویی ارائه دهیم که یک جمع خلاق را داشته باشیم و روش های نو برای جامعه مان داشته باشیم.وی با ذکر مثال از یک تئوری که در هنر مطرح هست گفت : در نظریات فلسفی هنری بحثی است مبنی بر این که یک طیفی از هنرمندان نگارگر وقتی می خواهند نقاشی کنند اول می نشینند راجع به آن فکر می کنند ،اجزاء، حجم و رنگ را در ذهن می آورند در ذهن که تکمیل شد هنرمند در جلوی بوم قرار میگیرد و شروع به نقاشی کردن می کند. یک طیف دیگر هستند که می گویند، با احساس زیبا شناسی و با تناسب رنگها کار را آغاز می کنیم اما از اول حاصل کار را تعریف نمی کنند .در نظریات سیاسی مشابه این دو را می توانید پیدا کنید.قبل از انقلاب مارکسیست ها خیلی فعال بودند. دلیل انشقاق آنها این بود که سعی می کردند یک حکومت بی طبقه ای را با تمام ابعاد و ویژگی هایش ترسیم بکنند و به طرف آن حرکت کنند. برای همین طرح چینی استالینی داشتیم که متمایل به آلبانی انورخوجه و یا حکومت از نوع کاسترو و امثال اینها بود.در گروههای اسلامی هم همینطور بود آنها هم ترسیم کاملی از حکومت داشتند که در نتیجه یک نوع جدایی و انشقاق و یک دید افراطی در اینها ایجاد کرده بود.وی تصریح کرد: اگر ده سال قبل از انقلاب به حضرت امام می گفتند حکومت شاه که سرنگون شد ابعاد حکومت شما چیست؟ ایشان مثل کمونیست ها و مارکسیست ها نظر مشخص نمی دادند مبنی بر اینکه ابعادش، مشخصاتش این باشد مجلسش این باشد، بعد براساس آن باید حرکت بکنیم.

 

معیاری که جنبش سبز بر اساس آن حرکت می کند

موسوی با اشاره به جنبش سبز خاطر نشان کرد: جنبش سبز بر اساس معیارها و الگوهای دوم حرکت می کند، معیاری که می گوید حقوق اساسی مردم باید رعایت شود، عدالت و آزادی باید باشد. این کار تحقق نمی پذیرد مگر آنکه همه ملت را دور هم جمع بکنیم. این ملت و شهروندی که مالیات می دهد محترم است و هر کس که قوانین داخلی کشور را رعایت می کند محترم است.از اول هم اساس بر همین بود. روزهای اوّل پیروزی انقلاب گروههای چپ و راست حتی غیر مذهبی ها خدمت امام می رسیدند و دائم با ایشان ملاقات می کردند.برای اینکه تصور بر این بود نظامی داریم که تمام اقشار را می تواند در بر گیرد. این هیچ نوع منافاتی با جمهوری اسلامی حکومت اسلامی و حکومت دینی نداشت.نخست وزیر امام افزود: هم اکنون هم تصور و ایده ایی که جنبش سبز باید ارائه دهد این است که بتواند بیشترین نیروی ممکن را در خودش جمع کند.همان جوانی که امروز به خاطر بد کار کردن حکومت از دین بیزار شده است وقتی درست عمل کنیم راه بازگشت او را فراهم کرده ایم و این برای ما اهمیت زیادی دارد. یعنی بازگشت وسیع مردم به سمت دین موقعی است که از دین شعارهای خوب و سعه صدر ببینند، کار آمدی ببینند. در آن حالت ما کمترین روی گردانی را از دین و از اسلام و ارزشها و میراث های فرهنگی و قدیمی مان خواهیم داشت.وی به روشن شدن بیشتر مشخصات جنبش و این حرکت تاکید کرد و گفت: با این مشخصات و این حرکت را به مردم منتقل کنیم .باید به مردم بگوییم ما دنبال قدرت و دسترسی به قدرت نیستیم. حکومت مال همان کسانی باشد که الان هست اما این معیارهایی که مطابق اسلام و فطرت است را رعایت کنند. مردم را کتک نزنند و بگذارند مردم آراء خودشان را راحت در صندوق ها بریزند ، بگذارند مردم حرف بزنند، همان که قانون اسلامی تصریح دارد، بگذارند رسانه ها آزاد باشند. ما نمی خواهیم رسانه ایی باشد که به دین فحاشی کند.

   

به راحتی انگ محارب می زنند

وی با اشاره به زندانیان گمنام گفت: الان در زندان متأسفانه غیر از افرادی که شناخته شده اند زندانی های عجیب و غریبی می بینید که پنج سالشش سال به دلیل اینکه در ۲۵خرداد در راهپیمایی شرکت کرده اند محکوم شده اند. ما می گوییم این را دین نمی پذیرد، اسلام نمی پذیرد،این با هیچ مبنای دینی که ما می شناسیم سازگاری ندارد. بیایید ثابت کنید که دین اسلام چنین است. تا یکی کوچکترین تکانی می خورد زود یک مارک محارب میزنند. الان زندانیانی هستند که ناشناس هستند، پرونده بعضی شان اصلا گم می شود ،برخی هستند ماهها اصلا کسی سراغشان نمی رود. آنکه مشهور است به او می رسند چون بالاخره اسمش در سایت ها مطرح است. افرادی هستند که تکلیفشان واقعاً روشن نیست، ما می گوییم اسلام با این مسئله سازگاری ندارد.موسوی افزود: می گوییم مرّ اسلام را بگویید، آیا مرّ اسلام با اینها سازگار است. ما چنین چیزهایی نداریم.این حرف ها را مردم می پسندند دلیلش این است که با فطرت آنها و اعتقادات دینی آنها و با تجربه روزانه آنها سازگار است. در خصوص مسائل سیاسی اقتصادی هم همین طور است. کجای اسلام گفته شما دائم در تمام دنیا بگردید و برای خودتان دشمن ایجاد بکنید. در دنیا در سطح بین الملل تقریباً هیچ کشوری نیست که در داخل یک بلوک رسمی نداشته باشند تا درآن جمع، تصمیم گیری جمعی بکنند. درآمریکا که ابرقدرت است و نیروی نظامی، بمب اتم، رسانه و سرمایه وسیعی دارد که در تمام دنیا در گردش است به عنوان یک قدرت بزرگ در رابطه با مسئله هسته ای با ما مشکل دارد ببینید با این مشکل چگونه مواجه می شود.یعنی کشوری که یقینا از لحاظ قدرت مادی، استغنایش از ما بیشتر است. او سعی میکند بین متحدینش وفاق ایجاد کند حتی رقبایش چین و روسیه را راضی کند تا درباره پرونده هسته ای ایران به یک اجماع حداکثری برسد.حال، ما که به این روش ها توجهی نداریم هیچ، کارمان این شده است که دشمن گیری کنیم.

 

از حقوق اساسی ملت نباید بگذریم

مهندس موسوی تصریح کرد: از حقوق اساسی خودمان نباید بگذریم اما ضعف و ناتوانی و عدم تدبیرمان را هم نباید به اسلام نسبت بدهیم. این اصلاً ربطی به اسلام ندارد ما می توانیم کشوری اسلامی و بهترین موقعیت و دوستان را در جهان داشته باشیم و از طرق  سیاسی در جاهایی که لازم است از خودمان دفاع کنیم .چنانچه ملت ما در دفاع مقدس نشان دادند بر سر ارزش ها حاضرند تا آخرین قطره خون بایستند. با این که به طور قطع بهترین فرصت های توسعه کشور را با افزایش قیمت نفت از دست دادیم و درآمدهای عظیمی که در چهار پنج سال اخیر به دست آوردیم همه را به باد فنا دادیم و متأسفانه برعکس موقعیت کشور را به سمت بدتر شدن با بد استفاده کردن از درآمدها بردیم. من میگویم اینها باید شناخته شود و دوستان، آنهایی که در زمینه اقتصاد نظریه پردازند به یک شکل، آنهایی که از نظر فرهنگی صاحب نظرند به شکل دیگر، این آیتم ها را به اطلاع مردم برسانند تا زمینه دگرگونی در این وضع ایجاد شود.

  

راه حلها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت نیستیم دائم باید اعلام بکنیم

موسوی خاطرنشان کرد :از طرف هم باید دلسوز باشیم و مشفقانه حاکمان را نصیحت کنیم و بگوییم راهی که شما می روید بیراهه است. در اطلاعیه شمارۀ هفده یک موضوع اساسی را طرح کردیم که خیلی توجه نشد، گفتیم شما فکر نکنید وقتی با کسی قرارداد می بندید اصلاً جنبش سبز وجود ندارد. شما همین چهار پنج تا کار را بکنید خواهید دید این آب گل آلود کشور و این وضعیت بحرانی کشور به سمت بهبود خواهد رفت. ما راه حل ها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت دیگری نیستیم دائم باید اعلام بکنیم. بگوییم که کم هزینه ترین راه برای اینکه کشور از این مشکلات نجات پیدا کند این است که شما در رویه تان تغییراتی ایجاد کنید.

 

 هر کس که بر خلافشان حرف بزند را صهیونیست و منافق می نامند

وی این موضوع را مطرح کرد که در سیاست خارجی وقتی یک رویه مهم در یک کشور می خواهد اتفاق بیفتد و می خواهند تصمیم بگیرند حتی درآن کشورها سعی میکنند نظر اپوزسیون را هم جلب کنند. لااقل از دشمنان تان درس بگیرید که هیات دولتش در کنار حزب رقیب می نشینند و در مورد یک موضوع بزرگ بحث می کنند . این جلسات هر سال بک بار دو بار در سال پیش می آید و در همه دنیا این وجود دارد.

 

 

مرده هایی سیاسی که توسط حکومت زنده شدند

به اعتقاد موسوی، این روشی که هر کس بر خلاف شما صحبت کند و راه حلی ارائه دهد را صهیونیست یا منافق می نامید و او دلبسته به آمریکا، برانداز و محارب می شود این به نفع شما و به نفع کشور نیست ،این تقویت محارب و منافق است. منافقین با این جنایت هایی که در داخل کشور داشته اند ، با این همکاری هایی که با صدام داشتند مرده ای شده بودند که ننگ ابدی بر پیشانی انها مانده است. شما وقتی فرزندان این ملت که دو سه میلیونشان در یک روز یک خیابان را پر می کنند به منافقین نسبت می دهید ، آیا شما منافقین را تضعیف می کنید؟ یا نفاق را تقویت می کنید؟از آنطرف جریان سالمی که در کشور جامعه را متمایل به اسلام می کند، شما پیشانی بند جبهه آنها را که به عنوان یادگاری حفظ کرده اید پنهان می کنید که به آنها نگویند بسیجی و طرفدار امام.

  

باید به حضرات گفت ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟

وی با اشاره به خاطره ای از دیدار با خانواده یکی از شهدای سبز گفت : آنجا موضوع جالبی را دیدم . عکس های قبل و بعد از انتخابات این شهید برای من خیلی تکان دهنده بود، زیرا نشان می داد که یک جوان دانشجوی آنچنانی ، با آن طبع جوانی در جریان بحث های انتخاباتی و راه پیمایی ها چنان تغییر کرده بود که با ته ریش و پیشانی بند یاحسین یعنی همان چهره ی بسیجیان در طول دوران دفاع مقدّس که مادران آنها را می بوسیدند و روانه ی جبهه می کردند عکس گرفته بود. خب وقتی یک جریان سالمی در کشور وجود دارد به این حضرات باید گفت: ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟

  

برخی اشکالات به دلیل محدودیت هاست

موسوی همچین در تبین خطوط و چارچوب جنبش سبز گفت: در عین حال من قبول دارم که کمی با عدم تعیین ها روبرو هستیم با توجه به اینکه ما تشکیلات نداریم چون هر تشکیلاتی را بر می چینند، روزنامه نداریم و می تواند خطر ساز باشد. لکن باید یک خطوط کلی انشاا تبیین شود.الان هم در جامعه مخصوصا در فضای دانشگاه وضعیت بهتری ایجاد شده و جامعه دانشجویی به سمت عقلانیت بیشتری رفته است. طبیعی هم هست ، در یک دانشگاه پنجاه دانشجو را ممنوع التحصیل کرده و ده نفر را گرفته اند . بچه ها محتاطتر شده،این به معنای بازگشت نیست به معنای بیشتر فکر کردن است و به دنبال راه حل های تازه تر رفتن است.

 

 خشونت هرگز؛ راه حل ها فقط مسالمت آمیز باشد

موسوی اظهار امیدواری کرد تا راه حل های اسلامی مسالمت آمیز خدای نکرده در این جریانات فراموش نشود و جوانان هرگز به راه حل های خشن  روی نیاورند. چون با این همه دستگیری و سرکوب و زدن و گرفتن به جامعه نمی توان مطمئن بود. در آینده حرکت های خشن و تند یقیناً به ضرر ملت ماست و به ضرر جنبش سبز است که باید مراقب باشیم این اتفاق نیفتد .

وی در پایان با یاد دوباره روزهای جبهه و جنگ گفت: ملت کم قربانی نداده است و بنده در انتها باز هم برمی گردم به صحنه های جبهه ها. من همیشه غبطه می خوردم به آن فضاهای نورانی، طوری نشود که از آن فضاهای روحانی نتوانیم به راحتی در جامعه صحبت کنیم. زیرا الان چنین حالتی بوجود آمده که کم کم این ارزش ها هم دارد زیر سؤال می رود.میرحسین موسوی دعا کرد تا انشاالله خداوند این بحران را در نهایت به نفع ملت و انقلاب ختم کند تا ما شرمنده ی خون شهدا نباشیم.می گویند شما از کشتی(نظام) پیاده شده اید از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم. به عنوان یک مسلمان می خواهیم طوری رفتار کنیم که جوانها را مأیوس نکنیم و حداقل بگوییم اسلامی که می شناسیم این نیست، اسلامی که می شناسیم رحمت دارد، رئوف است، سعه صدر دارد، همه را می پذیرد. با زبان استدلال با افراد روبه رو می شود. اسلام دینی است که می تواند با پیشرفت های جامعه بشری همسو و پیشتاز شود.ممکن است بعضی ها فکر کنند، آیه هایی که مربوط به کسانی است که مردم را از راه خداوند سد میکنند فقط برای افراد ۱۴۰۰سال پیش است، ولی کسانی نیز که امید را نیز از مردم میگیرند، مردم را از اسلام زده میکنند، با قدرتی که در دست دارند مشکل از کار مردم باز نمیکنند، شبیه این افراد نیستند، آیا آنها با رفتارشان مردم را به اسلام جذب میکنند؟ آیا با رفتارشان باعث شده اند جوانان با اشتیاق در مراسم مذهبی شرکت کنند، نماز بخوانند، روزه بگیرند، به فکر فرو بروند؟؟؟

مهندس موسوی به عنوان یک مسلمان توانسته است با رفتار و گفتار و کردار خود محبوب دل افراد زیادی باشد، آیا این بهتر است یا فردی مسلمان با رفتار و گفتار و کردار خود منفور مردم باشد کدام یک بیشتر به اسلام خدمت کرده است؟

 

فاطمه کروبی:هر اتفاقی برای من، همسرم و فرزندانم رخ دهد،حکومت مسئول مستقیم آن است

April 26, 2010

فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی در بیانیه ای خطاب به شایع پراکنان و اصحاب قدرت به توهمات آنان پاسخ داد.به گزارش خبرنگار سحام نیوز متن این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت بزرگ ایران

همانطور که میدانید چند روز گذشته برخی روزنامه های معلوم الحال روئین تن و سایت های وابسته به مراکز قدرت به انتشار خبر کذبی مبنی بر بیماری صعب العلاج آقای کروبی، وخامت شدید جسمانی ایشان، امتناع خانواده از انتشار خبر و رجوع خانواده به پزشکان اتریشی  و مبادرت ورزیدند. طالبان کسب مشاغل و قدرت نیز بعنوان پیاده نظام، غیب گویان در سخنرانی ها و مقالات شان خواستار توبه آقای کروبی به خاطر ظلم به نظام در یکسال گذشته شدند. از منظر این دین فروشان و آلودگان به قدرت،ارتکاب جنایات هولناک و تکان دهنده کهریزک ظلم به نظام نبوده و مرتکبین و آمرین، همچون این دنیا لابد در آخرت پست و مقام و ارتقای منزلت خواهند گرفت و افشاگر جنایات فراموش نشدنی و مدافع راستین مردم همچون این دنیا که هرگونه توهین، افترا، ترور و به او مجاز تشخیص داده شده، در آن دنیا نیز مستحق مجازات خواهد بود!

افسوس که این روزها نه تنها شرع و قانون نادیده گرفته می شود بلکه آموزه های ابتدائی اخلاقی، انسانیت و حداقل آزادگی از سوی مدعیان دروغین اخلاق و شرع بکلی به فراموشی سپرده شده است. در ارتباط با موضوع فوق لازم میدانم نکاتی را یادآور شوم:

1- به اطلاع مردم فهیم و شجاع ایران که در تماس های مکرر جویای حال آقای کروبی شدند برسانم که وضعیت سلامت ایشان بحمدالله بسیار عالی است و با توجه به تجاربم در حوزه پزشکی همواره چکاب های روتین توسط پزشکان علاقه مند به ایشان انجام میگیرد. سپاس خداوند قادر را که شرایط فیزیکی ایشان بسیار مطلوبست و علیرغم بستن دفتر و حزب اعتماد ملی، آقای کروبی کمافی السابق به فعالیت های مذهبی،اجتماعی و سیاسی خود ادامه میدهند. دیدار با خانواده های شهدای جنگ تحمیلی، خانواده شهدای جنایات اخیر و بازدید از زندانیان و خانواده آنان، بخشی از فعالیت های روزمره ایشان است. مردم بزرگ بدانند دروغ و کتمان در مرام ما نیست و همچون گذشته صادقانه و صریح با شما محرمان واقعی این کشور در همه ی زمینه ها سخن میگویم.

2- ما بر این باوریم که انسان از لحظه دیگر خود با خبر نیست”و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فی البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا یعلمها ولا حبه فی ظلمات الارض” حیات و ممات همه ما در ید اختیار قادر متعال است و هیچکس از لحظه دیگر خود خبر ندارد. “قل لا یعلم الغیب الا الله” . بنابر اعتقادات مسلمین علم غیب بر دو نوع است: علم غیب بدون علت که در ذات الوجود و مخصوص خداوند است و دیگر آنکه علم غیب متوقف بر فیض الهی که مختص پیامبران و معصومین بوده است که بواسطه افاضه الهی از آن برخوردار میگردیدند. آیه شریفه “عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا من ارتضی من رسول” گواهیست بر این مدعا. ادعای اصحاب قدرت مبنی بر بیماری صعب العلاج آقای کروبی از این جنبه حائز اهمیت است که ناشی از علم غیبی ست که بر خلاف آموزه های دینی، عقلی و تجربه انسانی اینبار آقایان در کنار دیگر کمالاتشان ازجمله اعلام دقیق نتایج انتخابات، قبل از شمارش آراء صاحب علم غیب گردیده اند.

3- همانطور که قبلا گفته ام خانواده مهدی کروبی که تلاش زیادی را برای به ثمر رسیدن انقلاب انجام داده این روزها به دلیل حمایت صریح و قاطع از مردم مظلوم فاقد حداقل امنیت است. نمیدانم شاید آن ۱۵ نفر مسلحی که با مرعوب کردن سرایدار به طور غیرقانونی و در غیاب ما به منزل ورود کرده اند و یا افراد مسلحی که در روز ۲۲بهمن گازی مشکوک را مستقیما به صورت ایشان زدند، کاری را صورت دادند که خدای ناکرده در آینده نتیجه آن را باید شاهد باشیم. به هر تقدیر بدون ترس و واهمه از وحشی گری مزدوران مجددا تاکید میکنم هر اتفاقی برای من، همسرم و فرزندانم رخ دهد، حکومت مسئول مستقیم آن است و هرگز نمیتواند از بار مسئولیت آن شانه خالی کند.

4- عجبا؛ فرصت طلبان، کروبی خداجو را دعوت به توبه کرده اند. آری همه ما نیازمند توبه به درگاه احدیت نسبت به اعمال و رفتارمان هستیم. ما خود را انسانی خطاکار میدانیم که در همه حال محتاج عفو الهی بوده و دوستی خداوند را بر همه ابزارهای قدرت آرزومندیم و همواره به درگاه اونسبت به فعل و ترک فعل هایی که کردیم، استغفار میکنیم. اما ظاهراً غرض آقایان از توبه نصوح و غیره مربوط به حوادث بعد از انتخابات است!

دفاع جانانه فرزند احمد از قربانیان جنایات اخیر برگ زرینی در تاریخ زندگی او و خانواده اوست. انسانی که با خدا معامله میکند و برای مردمش آماده پرداخت هرگونه هزینه ایست، مایه افتخار کروبیان عالم است. نسل کروبی به داشتن چنین مردی که آخرت خود را به متاع ناچیز قدرت آلوده نکرد و نمیکند، افتخار میکند.

در پایان امیدوارم پیش از آنکه دیر شود، خداوند قادر و متعال توفیق بازگشت و چنگ زدن به ریسمان الهی را به همه بویژه اصحاب قدرت عنایت فرماید.

فاطمه کروبی

۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

 

موسوی در دیدار با ملی مذهبی ها: برای تامین منافع ملی چاره ای جز تداوم جنبش سبز نداریم

April 22, 2010

مهندس میرحسین موسوی در دیدار با جمعی از فعالان ملی-مذهبی اظهار داشت: «برای تامین منافع ملی و رسیدن به جامعه‌ای مطلوب، چاره‌ای جز استمرار این مسیر و تداوم جنبش سبز نداریم؛ روندی که طی آن، نیازمند صبوری و تحمل سختی‌ها و شدائد است» مهندس موسوی با اشاره به این نکته که جنبش سبز اهدافی را پیگیری و مطرح می‌کند که برگرفته از ارزش‌ها و خواسته‌های مردم ایران است، تصریح کرد: « باید ایجاد جامعه مدنی به‌هم پیوسته، با استفاده از تمامی امکانات موجود در کشور را پی گرفت» وی تشکیل «سازمان‌های مردم‌نهاد سبز» در حوزه‌های گوناگون در کشور را از همین زاویه، برای سامان یافتن و تولد تدریجی جامعه‌ی مطلوب، ضروری ارزیابی کرد. موسوی گفت: «اتفاقی که در 25خردادماه سال گذشته در تهران بوقوع پیوست، و آن حضور مهربانانه و همدلانه توام با مدارا و صبوری و همیاری و نیز کنش مدنی معترضان، نمونه و الگویی از جامعه‌ای مطلوب است» وی با تاکید بر این سخن که «باید با ارزش‌ها و اهداف سیاسی، زندگی کرد» اظهار داشت: «کار، کاری طولانی، و مسیر جنبش سبز، راهی پر پیچ و خم و زمان‌بر است؛ اگرچه شاید جنبش زودتر از آنچه بسیاری تصور می‌کنند به نتیجه برسد، اما باید صبور بود و استقامت ورزید و برای تداوم جنبش، زندگی کردن با آن را درپیش گرفت»

صبوری کردن و استقامت هزینه بر است

موسوی تصریح نمود: «البته ایستادن و صبوری کردن و استقامت برای تحقق مطلوب‌های جنبش سبز، هزینه ‌بر است و از این گریزی نیست؛ سختی‌ها و فشارها و محدودیت‌ها و سرکوب‌ها و شدائد و زندان‌ها، وجود دارد، اما چاره‌ای جز ادامه‌ی این راه و تحمل این مصائب و پرداخت هزینه‌ها نیست»

وی در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به این بحث که احزاب نیل به قدرت و تصاحب آن را مدنظر دارند، افزود: «البته ایرادی هم بر احزاب نیست؛ اما در جنبش سبز بحث تصاحب قدرت، فرع بر هدف اصلی است؛ هدف جنبش سبز، متحول کردن جامعه و رسیدن به جامعه‌ای مطلوب و در خور ایرانیان است. این رویکرد (یعنی فرع بودن قدرت) به ‌ما آرامش خواهد داد. اگر بتوان این نگاه را به ‌گونه‌ای آگاهانه در جامعه گسترش داد، بسیار مفید و موثر خواهد شد»

تغییر با ایده متولد می شود

مهندس موسوی همچنین با تاکید بر این نکته که «مسئله‌ی آگاهی‌بخشی، موضوعی بسیار مهم محسوب می‌شود»، عنوان نمود: «هر «تغییر» وقتی متحقق می‌شود که «ایده»ای متولد شود. اکنون به‌نظر می‌رسد که ایده‌ی تغییر متولد شده است؛ هر چقدر این ایده و ابعاد آن را بیشتر تبیین کنیم، امکان بسط و پیشبرد جنبش بیشتر می‌شود» وی افزود: «ما باید بیش از پیش، مردمی را که در «منطقه خاکستری» زیست می‌کنند (شهروندانی که نه همراه جنبش سبز هستند و نه موافق و همگام صاحبان قدرت و حکومت) نسبت به «منطقه روشن» آگاه، و جنبش سبز دعوت و جذب کنیم» موسوی همچنین تصریح کرد: «صاحبان قدرت هم بیش از هر چیز نسبت به بسط آگاهی‌ها در جامعه حساس‌اند؛ چنان‌که نسبت به اطلاع‌رسانی در مورد تعداد شهدای جنبش یا تبیین و خبررسانی در خصوص واقعیت سرکوب‌ها و انتشار اخبار مربوط به رفتارهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان، حساسیت فراوان و برخوردهای تندی نشان داده‌اند»

مسئله‌ی رسانه برای ما بسیار حیاتی است

وی با بیان این سخن که «مسئله‌ی رسانه برای ما بسیار حیاتی است و متاسفانه به علل و دلایل گوناگون، در این عرصه (رسانه و اطلاع‌رسانی لازم و کافی) دچار ضعف و نقص‌ایم» اظهار داشت: «ما هنوز از امکانات اینترنت و بستری که فضای مجازی در اختیار ما قرار می‌دهد، حداکثر بهره و استفاده را نبرده‌ایم»وی در بخشی دیگر از سخنان خود تاکید کرد: «همه باید دور هم و کنار و همدل یکدیگر باشیم؛ باید روی «حداقل‌ها» توافق کرد. شعارهایی را برگزینیم که قدرت وصل‌کردن و همراه ساختن حداکثری داشته باشد. همان‌طور که رنگ سبز، شاخصی حداقلی برای پیوند یافتن شهروندان معترض به وضع موجود شده است، باید بر محورهایی حداقلی برای پیشبرد و گسترش جنبش سبز اجماع کرد»

ما به فکر منافع و مصالح ملی هستیم

موسوی همچنین اظهار داشت: «باید برای همگان مشخص شود که ما به فکر منافع و مصالح ملی هستیم؛ بحث خودخواهی مطرح نیست. ما نمی‌خواهیم کنار ظلم و ظالم بایستیم؛ ما کنار مظلوم‌ایم. اگرچه جنبش سبز اهل مدارا و گفت‌وگوست. باید با تعامل و گفت‌وگو و همفکری همه‌ی جریان‌های دلسوز ایران و پیگیر منافع ملی، این کار و راه دشوار و طولانی را پیش برد»

مبلغ دین رحمانی

وی با تاکید بر این موضوع که «ما مبلغ قرائت رحمانی از دین هستیم، قرائتی از دین که واجد حداکثر مدارا نسبت به تمامی دیدگاه‌ها و عقاید است» افزود: « این کار (تبلیغ و ترویج قرائت رحمانی از دین) کار دشواری است، اما جنبش سبز می‌تواند چنین مسئولیتی را بر دوش خود حس کند» موسوی اضافه کرد: «من نسبت به گریز نسل جوان از دین و ارزش‌های توحیدی احساس خطر می‌کنم؛ برخوردها و خشونت‌ورزی‌ها و سرکوب در پوشش حکومت دینی، ممکن است بخش قابل توجهی از جوانان ما را از هر دینی گریزان سازد»

موسوی همچنین در تبیین چشم‌انداز تحولات کنونی، با اشاره به این نکته که «باید انعطاف داشته باشیم و روی یک شکل و شمایل از حکومت تصلب پیدا نکنیم»، توضیح داد: «نقاش‌های مدرن هنگام خلق اثر عمدتا" دو رویکرد دارند؛ یک گروه آنچه را که مشاهده کرده‌اند و یا تصور کرده‌اند متحقق می‌سازند و به روی بوم می‌آورند؛ و گروه دیگر، کار را شروع می‌کنند و بدون تصوری از اثر نهایی به‌تدریج و بر روی بوم، نقاشی نهایی را سامان می‌دهند و متولد می‌کنند. آنچه در جنبش سبز در حال وقوع است را می‌توان از نوع رویکرد و روش گروه دوم توصیف کرد» گفتنی است در این دیدار که به بهانه‌ سال نو انجام گرفت،مهندس عزت‌الله سحابی، رئیس شورای فعالان ملی-مذهبی ضمن آرزوی سلامتی و صبوری و پیروزی برای مهندس میرحسین موسوی و تمامی همراهان جنبش سبز در سال جدید، با اشاره به حضور غیرمنتظره و ستایش‌برانگیز شهروندان معترض در روز 25 خرداد، تسامح و مدارا و تساهل قابل توجه در جنبش سبز را مورد اشاره و تصریح قرار داد. مهندس سحابی همچنین یا تاکید بر لزوم فعالیت شبکه‌های اجتماعی سبز، و نیز اهمیت رهبری و هدایت جنبش سبز، بر پیشگیری و مقابله از برخی آفات و آسیب‌ها در جنبش، به‌خصوص تفرقه و جدایی تاکید کرد. دکتر حبیب‌الله پیمان نیز در سخنانی، «کیفیت استمرار» جنبش اجتماعی امروز مردم ایران، تقویت و سامان دادن «شبکه‌های اجتماعی» جنبش سبز، و ضرورت تداوم رفتار توام با مدارا و مهربانی و گذشت و همبستگی مردم در مقطع انتخابات و به‌خصوص روز 25 خرداد را در «متن زندگی روزمره و مناسبات‌ اجتماعی‌ شهروندان» مورد اشاره و تاکید قرار داد. دکتر پیمان بقا و تداوم جنبش سبز را در پیوند وثیق مطالبات و ارزش‌های سیاسی شهروندان با رفتار اجتماعی و زیست روزمره‌ی آنان ارزیابی کرد و بر کاوش و پیگیری راهکارهای اجرایی و عینی در این خصوص، تصریح نمود. گفتنی است در این دیدار افزون بر مهندس سحابی و دکتر پیمان، برخی از فعالان ملی-مذهبی ازجمله دکتر محمدحسین رفیعی و محمد بسته‌نگار و نیز تعدادی از وابستگان جنبش مسلمانان مبارز حضور داشتند.

 

نوری زاد : مردم خویش را از دست داده ایم

April 21, 2010

نامه چهارم از زندان اوین به رهبر جمهوری اسلامی

متن این نامه  به شرح زیر است:

به نام خالق آزادی

سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

این روزها، نزدیک به چهار ماه است که به خاطر نگارش نامه به حضرتعالی در زندانم. شصت وهشت روز از این مدت را در زندان انفرادی به سربرده ام. توسط بازجوهای خود مورد اهانت و ضرب و شتم قرار گرفته ام. درهمه ی این احوال، از جنابعالی به عنوان رهبری فهیم و آگاه اسم برده ام. که اگر قرار باشد تغییری در اوضاع کشور رخ دهد، این تغییر از ناحیه ی شما بسیار شدنی تر و پایدارتر خواهد بود. من شخصاً امیدی به نقش آفرینی سایر افراد و دستگاههای کشور ندارم. شما را از نزدیک می شناسم. به روح بلند شما واقفم. شما نیز نیک و از نزدیک مرا می شناسیددر این ماههای زندان از آنچه در بیرون گذشت بی خبر بودم، اما در دیدار کوتاهی که فقط یکبار، گذرا، با خانواده ی خویش داشته ام، دانستم که در غیاب من آقای مهندس موسوی و حجج الاسلام خاتمی و کروبی با خانواده ی من دیدار کرده اند. نمیدانم چرا، اما بسیار دوست میداشتم خود شما نیز با آن بزرگواری که از شما سراغ دارم، به دیدار خانواده ام قدم رنجه می فرمودید، به آنها دلداری می دادید و به آنان می فرمودید که: فلانی -نوری زاد- درست در روزهای بحرانی، با برنامه های تلویزیونی اش، با نوشته هایش، برای منِ رهبر که در معرض تهاجمات طوفانی این و آن قرار گرفته بودم، به میان آمد و از من سخت جانبداری کرد. امروز او در زندان است؛ به خاطر انتقاد از من! او باید در زندان ادب شود. همسر و فرزندانش توسط بازجوهای بیسواد و بی ادب و تندخو به ناسزا گرفته شوند و خود او به تلخ ترین شکل ممکن به ورطه ی تهدید و تحقیر و ضرب و شتم درافتد. اما این دلیل نمیشود که منِ رهبر قدر زحمت های پیشین او را ندانم و به خانواده اش سر نزنم. یا اگر خود به دیدار آنان نروم، نماینده ام را نیز به این منظور به سراغشان نفرستم.

رهبر گرامی، چشم انتظاری خانواده ی من، برای تماشای جمال مبارک شما و رویت نماینده ی شما به جایی نرسید. لابد؛ در این گردونه، آدمها، تاریخ مصرف دارند. که اگر به سر رسیدند، مثل دستمال آلوده، باید به دور انداخته شوند. اما گرایش من و امثال من به شما، گرایش به شخص خامنه ای نبوده و نیست. ما، در جمال اندیشه های شما، افق های گمشده ی آرزوهای شریف مردم خویش و مردم جهان را می دیدیم. یادم هست این اواخر، وقتی تلاش کردم به دیدار شما بیایم و آقای حسین محمدی -از دفتر شما- ماهها مرا به امروز و فردا وعده می داد، در نامه ای به او نوشتم: من از خود خامنه ای، به خدای خامنه ای پناه می برم! و دیگر سراغی از شما نگرفتم. و شما نیز! چرا که دانستم شما از محاصره ی آدمهای جاهل، از تماشای افق آرزوهای مردم باز مانده اید. من میخواستم در آن ملاقاتهای احتمالی، همین نگرانیها را با شما بگویم. اما گویا محاصره کنندگان شما از صراحت سخن من و از اندیشهی من آگاه بودند. همین آقای حسین محمدی، بعد از دیدار اعضای انجمن قلم با حضرتعالی، که حقیر نیز یکی از آنان بود، به من گفت: آقای نوری زاد، من، قربه الی الله از شما میترسم. ترس او، از همان نشست پا گرفته بود که من، بی ملاحظه راجع به اعتیاد گسترده مردم و جوانان به مواد مخدر و آشوبی که در ساختار اجتماعی شهرهای کوچک و بزرگمان درافتاده به آشنا سخن گفتم.اکنون اما چرا از زندان برای شما نامه مینویسم؟ برای اینکه هنوز ناباورانه، به شما، آری به شخص شما، امید بسته ام. باورم بر این است که: شما مگر برای این انشقاق بزرگ مردمان چاره ای بیندیشید. شما، امروز رهبر کدام مردمید؟ من مردم فراوانی برای شما نمی بینم. رهبری، آن هم بر حداقل مردم، که غرورآفرین نیست. مبادا من و شما را ازدحام مردمی که به استقبال یک مسئول و یا خود جنابعالی می آیند، بفریبد. شما اگر به دیگر افراد مشهور هم اجازه ی سخنرانی و حضور در کشورتان بدهید، غوغای مردمان ما فزونی خواهد گرفت. اجتماع فراوان این مردم، هیچگاه قابل استناد نبوده و نیست. امروز شما بر کشوری رهبری می کنید که مردمش از دست رفته است. کشوری که در گردونه ی چه کنم های بسیاری گرفتار است. کشوری که اتحاد و یکپارچگی اش، به دست خود شما و اطرافیان شما، به حاشیه رفته است و نگرشی قلیل و تنگ به میدان آمده. نمی دانم امسال را سال چه نامیده اید. شنیده ام که به کوشش و تلاش در آن اشاره شده است. این نامگذاری، نشان میدهد که بعضاً مشاوران شما، افراد صادق و کارآمدی نیستند. من و همه، آنجا به شما آفرین می گفتیم که امسال را سال آشتی ملی می نامیدید و خود برای این پیوند مبارک اما دشوار و سخت، پیشقدم میشدید.

 اگر کوشش و تلاش برای شما مهم است، از انرژی آن در آشتی ملی باید بهره ببرید.

 رهبر گرامی، میدانم سخنان ناگوار من چه بسا تلخ و آشوبنده باشد. اما بیایید سخن تلخ و صادقانه مرا، بر شیرینی سخن چاپلوسانه ی کسانیکه شما را احاطه کرده اند، ترجیح دهید. جامعه ی ما، در جوار یک انفجار بزرگ است. دیگ جوشانیست که ما به خاطر آزار از خروج پرسروصدای بخار آن، چوب کبریتی در سوپاپ آن فرو کرده ایم. من با همه ی اطمینانی که سابقاً در جانبداری از شما مینوشتم، اکنون نیز در جانبداری از شما مینویسم: ما، به روزهای پایانی فرصت آزمون خویش رسیده ایم. روزهایی که دست تقدیر، سنتهای ناب و حتمی خدای متعال، ما را از گردونه ی امتحان به در می برد. امتحانی که در این سی سال فرصت، جز خراش و خرابی با ما نبوده است. ما و شما؛ مردم خویش را از دست داده ایم. اگر سکوت و آرامشی در آنان می بینید به ضرب زور و اسلحه است. اگر باور ندارید به یک آزمون خیالی تن در دهید. به دو کشور ایران و مثلاً سوئد یا کانادا یا حتی مالزی اعلام می کنیم که مردم این دو کشور، یک روز، فقط یک روز پلیس و بسیج و اسلحه ها بر سر نخواهندداشت و آزادند که هرچه میخواهند انجام دهند. فقط طی یک روز. تصور می کنید در پایان این یک روز؛ کشور ما و شما چگونه خواهد بود؟ و کشورهای دیگرچطور؟ قصد من از این مقایسه، مجیزگویی از غرب یا سایر کشورها نیست. بلکه می خواهم به شکنندگی آرامش و سکوت دروغین جامعه ی خویش اشاره کنم.

 رهبر عزیز! من و بسیاری، هنوز دوستدار شما و سرنوشت کشور خویشیم. به رهبری شما بر مقدرات کشور ایمان داریم. ما دوست داریم با رهبری شما به افقهای مبارک دست ببریم. اما شما ظاهراً این اشتیاق را طالب نیستید. بعضاً مشاوران و دوستان ناآگاهی شما را در محاصره ی خود گرفته اند، به شما اطلاعات و آمار نادرست می دهند. و از زبان شما سخن غیرواقع برمی آورند. دوستانی همچون آقای شریعتمداری کیهان، که اطمینان دارم آنگاه که همه از اطراف شما پراکنده شدند و شما و او در یک جزیره تنهایی تنها ماندید، او درجانبداری غلیظ از شما، به مخالفت با خود شما برخواهد خواست!

 برخلاف ظاهر تلخ نوشته ام، با صدای بلند و آوازی که همه ی هستی را درنوردد اعلام می دارم که: ما شما را دوست داریم و به پایان خوب سرنوشت شما سخت علاقه مندیم. مرا و ما را باور کنید. حتی در خیال احتمال دهید که ما درست می گوییم. این احتمال هیچ هزینه ای برای شما ندارد. در خیال خود باور کنید که دوستان خوب شما، فراتر از شما، و در صنفی که انگ دشمن بر پیشانی آحادش خورده است، غم شما را می خورند و مضطربانه علاقمند درخششِ نابِ شما در این روزهای پایانی آزمون الهیاند و با شجاعت تمام، شجاعتی که من شخصاً در شما باور دارم، امسال را سال آشتی ملی اعلام کنید و از ملامت هر ملامتگری نهراسید. که خدا شما و ما را کفایت می کند. خدایی که دست خود و دست مردم را در دست شما می نهد. یاعلی!

فرزند شما: محمد نوری زاد. اوین بند۲۴۰- سلول۵۷

 

نامه تکان دهنده زندانیان سیاسی بند 350 به مراجع تقلید/ شرح شکنجه و بدرفتاری ها - بخش اول

April 20, 2010

جمعی از زندانيان سياسی اوين طی نامه ای خطاب به مراجع شرح مفصلی از شکنجه های جسمی ، جنسی و روحی که در طی بازداشت بر آنان وارد شده، نوشته اند و در پايان اين رنج نامه گفته اند،"در تاريخ تشيع همواره اميد آنان که مورد ستم واقع شده اند به روحانيت بوده است تا با حضور موثر خود و مقابله با ظلم، حقانيت و ظلم ستيزی اسلام را برای جهانيان به نمايش بگذارد. اگر اکنون شما بزرگواران به احقاق حق مظلوم نشتابيد بيم داريم که چهره مبارکِ دين عزيز اسلام برای نسل امروز که جويای حق و حقيقت است و بخصوص نسلهای بعد، خدشه دار شود." متن کامل اين نامه خطاب به مراجع که نسخه ای از آن در اختيار جرس قرار گرفته ، در زير می آيد:

بسم الله الرحمن الرحيم

مراجع عظام تقليد

حضرات آيات صانعی, بيات، دستغيب، سبحانی، اردبيلی ، مکارم شيرازی، صافی گلپايگانی و شبيری زنجانی

ديدار آيت الله صادق آملی لاريجانی رياست محترم قوه قضائيه با برخی از شما عزيزان انگيزه ای شد تا طی نامه ای گزارشی از روند دادرسی های اخير زندانيان سياسی را از بند ۳۵۰ زندان اوين و جايی که نزديک به ۲۰۰ نفر از قربانيان اين دادرسی ها در آن بسر می برند به استحضار شما گراميان برسانيم. در اين گزارش سعی می کنيم محورهايی که در توصیۀ شما حضرات، به آقای لاريجانی بر آن تاکيد شده بود اشاره کنيم:

۱. استقلال دستگاه قضايی؛

به استحضار شريف می رسانيم تقريبا تمام زندانيان در بند ۳۵۰ اوين بارها و بارها مصاديق عدم استقلال دستگاه قضايی را از زبان بازجويان و پرسنل وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران شنيده اند و سپس خود به تجربه اين معضل را درک کرده اند. در مدت حضور در بازداشت و زندان بازجويان مکرراً به زندانيانی با چشم و بعضاً دست و پای بسته بر اينکه قضاوت قضايی از سوی قضات نيست و قاضی ها در اين خصوص هيچ کاره اند تاکيد کرده اند و بسياری از متهمين حتی پيشاپيش از ميزان محکوميتشان توسط بازجوها مطلع شده اند و عجبا که در دادگاه ها دقيقا همان احکام صادر شده است.

حضرات عاليقدر

طبق آنچه از شما آموخته ايم استقلال قاضی به معنای آن است که قاضی با استماع سخنان و ادله و بينات طرفين دعوا و با ارزيابی آن با معيار و موازين اسلامی و حقوقی، بدون توجه ويژه به احدی از طرفين دعوا به قضاوت بنشيند. حال آنکه قضات دادگاه ها بدون توجه به ادلۀ متهمان، کيفر خواست را مبنا قرار داده و بر اساس آن به جای آنکه در جايگاه قاضی بنشيند از موضع مد نظرِ دادستان به محاکمه می پردازند. اين امر موجب گشته است در قريب به اتفاق پرونده های رسيدگی شده، نتيجۀ بی قضاوت همان باشد که در کيفر خواست و يا گزارش وزارت اطلاعات يا سپاه پاسداران درج و تقاضا شده است. اين امر چگونه با سنت مولايمان حضرت امير (ع) سازگار است که گفته شده است قاضی حتی در نگاه کردن خود به طرفين دعوا بايد عدالت را رعايت کند؟ اين عدم استقلال و تاثيرپذيری در دادگاه های بدوی به حدی است که برخی از قضات به صراحت به متهمان و يا وکيلانشان گفته اند که به جهت فشارهای نهادهای امنيتی مجبورند اشد مجازات را در نظر بگيرند و وعده داده اند که در محاکم تجديد نظر اين احکام حتما خواهد شکست که اين خود اقراری است صريح از طرف قضات بر عدم رعايت عدالت و اصول اسلام. از ديگر ظلم ها و بی عدالتی های جاری در اين روزها می توان به دهها نفر از کسانی اشاره داشت که با آنکه قرار بازداشتشان به قرارهای سبکتر و حتی کفالت تبديل شده است، با اعمال نظر نهادهای امنيتی کماکان در بازداشتگاه به سر می برند و دادگاه ها با آنکه خودشان قرارها را صادر کرده اند از توديع وثيقه و يا کفالت امتناع می کنند. يا در موردی ديگر حداقل چهار نفر از زندانيان با آنکه بعضاً چند ماه است در دادگاه ها دفاع آخر خود را انجام داده اند اما قضات به وکلا و متهمين و يا خانواده هايشان می گويند که نتيجۀ صدور حکمشان مربوط به نهاد امنيتی بازداشت کننده است و تا کنون سپاه يا وزارت اجازه حکم به قاضی نداده است. البته اينکه قضات اعلام کرده اند کاری از دستشان بر نمی آيد و همۀ تصميمات از جای ديگر گرفته می شود در خصوص بسياری از پروندهای ديگر نيز صادق است.  از بی طرفی قضات نيز صحبتی نمی کنيم که اساساً برای همه کسانی که در دادگاه های اخير شرکت کرده اند صحبت از بی طرفی قضات مضحک است؛ چرا که قضات در بيشتر مواقع به عنوان نماينده نهادهای امنيتی ايفای نقش کرده اند و در دادگاه ها نه تنها بی طرف نبوده اند بلکه با تهديد و توهين در صحن دادگاه حتی شکل ظاهری يک دادگاه اسلامی را نيز رعايت نکرده اند.

۲. رعايت اخلاق در دستگاه قضايی؛

و لا يجر منکم شنان قوم علی الا تعدلوا اعدلو هو اقرب للتقوی و اتقوا الله ان الله خبير بما تعملون. «نبايد دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنيد. عدالت کنيد که آن به تقوا نزديکتر است و از خدا پروا داريد که خدا به آنچه انجام می دهيد آگاه است (سوره مائده، آيه ۸)
در ديدار آقای لاريجانی با برخی از شما بزرگواران، رعايت اخلاق در دستگاه قضايی و در مراحل دادرسی به ايشان توصيه شده بود. برای اينکه در جريان رعايت اين اخلاق در دستگاه قضايی و نهادهای امنيتی و انتظامی به عنوان ضابطين قضايی قرار گيريد به برخی موارد در اين خصوص اشاره می کنيم:

برخی از زندانيان که در اختيار نيروی انتظامی بوده اند با شنيدن رکيک ترين الفاظ که حتی در ميان اراذل و اوباش نيز کمتر گفته می شود روبرو بوده اند - که البته سالهاست که فعالان اجتماعی، نسبت به رفتارهای توهين آميز و بکارگيری الفاظ غير اخلاقی با شهروندان تذکر داده اند و با اينحال هر کس که گذرش به کلانتری ها و به خصوص اداره آگاهی افتاده با تمام وجود همچنان اين بی حرمتی به شهروندان را حس کرده است. اما اين بار علاوه بر درگيريهای خيابانی که با فحاشی و باطوم و گاز اشک آور و سنگ و زنجير به جان مردم افتاده اند، در حاشیۀ بازداشتهای فله ای و چند هزار نفریِ معترضين، چه در کهريزک و چه در آگاهی شاپور، يا در زيرزمين وزارت کشور، علاوه بر به کاربردن رکيک ترين الفاظ و فحاشی های ناموسی در جهت تخريب روحیۀ متهم، در بازجويی های فردی، بازجويان بر تمام مسائل خصوص و شخصی افراد مسلط بودند و در مراحل بازجويی کسانی که خود را کارشناس می خواندند با ورود به حوزه های شخصی افراد حتی به خصوصی ترين روابط خانوادگی متهم وارد می شدند و اينگونه او را تحت فشار گذاشته اند. جهت استحضار حضرات به چند مورد از اين موارد که زندانيان بند ۳۵۰ با آن روبرو بوده اند اشاره می کنم:

تماسهای مکرر و غير متعارف با خانواده برخی از متهمان؛ بطور مثال در يکی از موارد ظرف ۲۰ روز بازجو با همسر يکی از متهمين، ۶ مرتبه تماس گرفته و ضمن پيشنهاد طلاق به همسر محترم آن متهم از وی خواسته برای پيگيری پروندۀ همسرش بطور منظم با وی تماس بگيرد. در موردی ديگر زمانی که يکی از متهمان که از داشتن پدر محروم است و در زندان انفرادی به سر می برده است، بازجو ظرف يک هفته، بيش از ۱۰ مرتبه با مادر وی تماس گرفته بوده است . اين مزاحمت به حدی بوده که با آنکه مادر نگران فرزندش بوده است مجبور به جواب ندادن به تماسهای آن بازجو شده است. مورد ديگر در راستای به اصطلاح اعتراف گيری از يکی از متهمين که در اختيار سپاه پاسدارن بوده آنست که تمام پرسنل يک شرکت از يک تا ده روز بازداشت بوده اند تا به دروغ به ارتباط غير اخلاقی با وی اعتراف کنند تا آزاد شوند. و اين در حالی که در عين حال با در اختيار گرفتن آلبومهای خانوادگی متهم و نشان دادن عکسهای خصوصی همسرش، همسر وی را به اتهامات اخلاقی متهم کرده اند و با تهديد به افشای آنها و اعترافات کذب همکارانش، مجبور به اعتراف و بيان نوشته های ديکته شدۀ بازجو در دادگاه های به اصطلاح علنی نموده اند.
در بازداشتگاه امنيتی سپاه که به «۲ الف» معروف است شرايط بسيار سخت تری به لحاظ اخلاقی حاکم است از جمله به کار بردن الفاظ رکيک، توهينهای ناموسی، فحاشی های خانوادگی، تهديدهای جنسی تا جايی است که حتی چند نفر که در حال حاضر نيز در بند ۳۵۰ به سر می برند را به آزار جنسی از طريق باطوم تهديد کرده و مجبور به در آوردن لباس و شلوار نموده اند. و البته اينها همه در حالی است که بسياری به دليل شرم، حاضر به روايت برخوردهای غير اخلاقی که در موردشان صورت گرفته نيستند. اين در حالی است که در قوانين مصوب در خصوص مراحل تحقيق و بازجويی و بر اساس قانون رعايت حقوق شهروندی، تمامی اعمال و گفتارهايی که منافی عفت و اشاعۀ فحشا و يا با توهين و ارعاب و فريب و امثال آن همراه باشد ممنوع و مرتکب آن بايد مجازات گردد. علاوه بر اين بستن چشم، رو به ديوار نشاندن و در پشت سر قرار گرفتن بازجو از موارد مصرح در قانون حقوق شهروندی مجلس شورای اسلامی است ولی اين امورِ خلاف قانون در نهادهای امنيتی اطلاعات سپاه، امری عادی و رويه ای مرسوم شده است.
حضرات آيات عظام

برخی از شما عزيزان در ديدار آقای لاريجانی توصيه فرموده بوديد که اجازۀ انتخاب آزادانۀ وکيل به متهم داده شود که لازم است به اجمال گزارشی نيز از برخوردهای صورت گرفته در اين زمينه ارائه نماييم:

۱. تهديدهای مکرر قضات به بسياری از متهمان مبنی بر اينکه اگر با وکيل وارد دادگاه شوند احکام سنگين تری عليه آنها صادر خواهد شد. بيش از پنجاه نفر از کسانی که در اين بند به سر می برند با اين نوع تهديدات از طرف برخی قضات روبرو بوده اند به خصوص آقای مقيسه، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه، که در عمل نيز چنين کرده است و در مواردی که با اصرار متهم مجبور به پذيرش وکيل شده است زمان دادگاه را ماه ها به تعويق انداخته و سپس احکام سنگينی صادر کرده است و اينگونه با گفتن اين جمله که «ديدی گفتم» به وعدۀ خود عمل کرده است.
۲. برخی متهمان به عزل وکيل و قبول وکيل تعيين شده توسط نهادهای امنيتی مجبور شده اند. تقريباً تمام کسانی در دادگاه های علنی صحبت کرده و به اصطلاح اعتراف نموده اند با چنين مشکلی روبرو بوده اند.

۳. مضحکترين موضوع اين است که در موارد زيادی وقتی وکيل متهم برای ثبت وکالت در پرونده به قاضی مراجعه نموده است قاضی گفته است که وزارت يا حفاظت سپاه، که متهم در اختيار آن است، با وکالت شما موافق نيست و وکالت وی را نپذيرفته است.

۳. بازجويی ها؛

بازجويی ها توسط ارگانها و نهادهای مختلفی از جمله وزارت اطلاعات، سپاه، بسيج و واحدهای مختلف نيروی انتظامی صورت گرفته است. در واقع نيروی انتظامی و بسيج پس از بازجويی های اوليه افراد را تحويل سپاه پاسداران و يا وزارت اطلاعات می داده اند تا بازجويی ها که اغلب در مدت زمانی بسيار طولانی و بی وقفه، و در ساعات غير متعارف صورت می گرفته ادامه پيدا کند.
بازجويی ها در نيروی انتظامی و بسيج نيازی به توضيح ندارد که تماماً همراه با توهين و تحقير و ضرب و شتم وحشتناک، بدون هدف مشخص بوده است و اکنون دهها نفر از کسانی که توسط اين دو نهاد بازداشت شده اند در بند ۳۵۰ به سر می برند. در اين روند بازجويی، افرادی چند روز متوالی را در اتاقهايی که به دليل ازدحام به زحمت می توانستند حتی در آن بنشينند بدون آب و غذای کافی به سر برده اند. با اين حال از زمانی که برخی از آن افراد تحويل نهادهای امنيتی در سه بند ۲۰۹، ۲۴۰، و ۲ الف شده اند فضای ديگری را شاهد بوده اند. روايت يکی از زندانيان که در حال حاضر در بند ۳۵۰ به سر می برد را عينا در ذيل به استحضار می رسانيم:

«متنی را جلوی من گذاشتند و گفتند بعد از اينکه متن را خواندی با زبان خودت بنويس. من خواندم اما چون سراسرش کذب بود حاضر به نوشتن نشدم. به من گفت تو آدم نمی شی و رفت بيرون و سه نفر وارد شدند و چند دقيقه به طور متناوب با باطوم و شوکر برقی من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و وقتی بيرون رفتند بازجو دوباره داخل شد و با تمسخر گفت: چی شده؟ چرا گريه می کنی؟ کسی اذيتت کرد؟ و اين کار ۴ بار تکرار شد تا من مجبور شدم و آن مطالب کذب را نوشتم و چند روز بعد در دادگاه آن متن را قرائت کردم».

تقريبا تمام کسانی که در بند ۲ الف زندان اوين که زير نظر سازمان اطلاعات سپاه فعاليت ميکند مورد بازجويی و تحقيقات قرار گرفته اند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. برخی نيز که در اين بند بوده اند به ساختمانی در شمال تهران معروف به شرکت منتقل شده و ضمن بازجويی ها، با کابل و باطوم و شوکر برقی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. حداقل دو نفر از زندانيان اعلام می کنند که به زور بازجويان، روزانه نزديک به ۱۰ عد د قرص مصرف می کرده اند و اين هر دو نفر در دادگاه های علنی حاضر بوده اند و بعد از اينکه به بند ۳۵۰ منتقل شدند مشکلات روحی و روانی شان به وضوح قابل مشاهده بوده و هست. در موردی ديگر يکی ا ز زندانيان روايت می کند وقتی در برابر نوشتن منويات بازجويان در بند ۲ الف مقاومت کردم مرا عريان کرده و صرفاً با يک لباس زير در يک محل سر باز به ميله ها بسته و با تهديدات جنسی از قبيل آزار جنسی با باطوم و اعمالی از اين دست مجبور به اعتراف به اعمال ناکرده کردند. همچنين حداقل ۵ نفر از کسانی که در بند ۲ الف مورد بازجويی قرار گرفته اند به زير زمينی برده شده اند که در آن وسايل شکنجه از جمله وسايلِ ناخن کشی بوده است و با تهديد به استفاده از آن وسايل، بازجويی شده اند. در يک مورد نيز دستهای متهم را در درون اين دستگاه قرار داده و او را وادار به اعترافات مورد نياز کرده اند.  ضرب و شتم در بند ۲۴۰ زندان اوين نيز به طور معمول در مورد بسياری از زندانيان مرسوم بوده است البته ضرب و شتم ها در حد بند ۲ الف نبوده است. در اين ميان وضعيت بند ۲۰۹ که تحت نظارت وزارت اطلاعات است کمی متفاوت است. در اين بند تقريباً از شکنجه های جسمی صحبتی در ميان نيست. اما اين نهادِ وابستۀ به دولت احمدی نژاد با تسلطی که بر اطلاعات شخصی افراد داشته است بيشترين فشارها را بر خانواده، نزديکان و روابط بين آنها داشته است و از طريق دخالت در حريم خصوصی، تهديد به افشای راست و در بسياری از موارد دروغ اين روابط، و دهها روش غير اخلاقی ديگر، زندانيان را تحت فشار گذاشته اند تا به پروژه های از پيش طراحی شدۀ خود جامۀ عمل بپوشند . در اين خصوص لازم به ذکر است از بين زندانيان بند ۳۵۰ حداقل ۲۰ نفر در زمان بازداشتشان، با بازداشت همسر و فرزندان خود روبرو بوده اند. حداقل ۵ نفر از کسانی که در دادگاه ها ی علنی حضور يافته اند و اعترافاتی را قرائت کرده اند همزمان همسر يا فرزندانشان نيز در زندان به سر می برده اند و از اين طريق از سوی نهادهای امنيتی تهديد شده بودند که اگر متنها و نوشته های از قبل تمرين شده را در دادگاه اجرا نکنند برای همسر و فرزندانشان مشکل ايجاد خواهد شد.

 

نامه تکان دهنده زندانیان سیاسی بند 350 به مراجع تقلید/ شرح شکنجه و بدرفتاری ها - بخش دوم

April 20, 2010

۴. دادگاه های به اصطلاح علنی؛

آيات عظام، مراجع معظم تقليد

عين گفته های يکی از زندانيان را که در دادگاه های علنی حضور يافته و اعترافاتی عليه خود و ديگران داشته است را عيناً می آوريم:

«يک روز با چشمان بسته ما را به محلی بيرون از زندان اوين بردند. جمعی حدود ۵۰ نفر بوديم. وقتی چشممان را بازکرديم در سالن بزرگ دادگاه که قبلا از تلوزيون پخش شده بود بوديم. قاضی صلواتی و دادستان جعفری و چند نفر با لباس شخصی حضور داشتند. شخصی به نام فراهانی صحبت کرد. سپس من و نه نفر ديگر را از سالن بيرون بردند. يک به يک داخل يک اتاق رفتيم. نوشته هايی را به همراه سوالات که می گفتند توسط قاضی پرسيده خواهد شد به ما دادند. آنها حتی در مورد چگونگی حرکت دستهايمان نيز به ما آموزش و تمرين می دادند. وقتی دوباره وارد دادگاه شديم يک به يک آن حرفها را زديم و کسی که جای قاضی نشسته بود سوالات را پرسيد و ما جوابهای از پيش تعيين شده را داديم. در تمام اين مدت قاضی صلواتی و دادستان در آنجا حضور داشتند و نظاره گر ما بودند. در پايان هم همان آقای فراهانی محل قرار گرفتن دوربينها، استقرار خبرنگاران و موارد ديگر را توضيح داد. فردای آن روز بازجوها متنها را دوباره آوردند و گفتند آن مطالب را با زبان خودمان و به طور طبيعی بيان کنيم. به من گفت اگر اين حرفها را بزنم و طبيعی جلوه کند چند روز بعد آزاد می شوم ولی اگر نگويم چون هيچ کس من را نمی شناسد بدون سر و صدا اعدامم می کند. او همچنين تهديد می کرد اگر در دادگاه آن حرفها را درست نزنم خواهر و پدرم را بازداشت می کند. هر چند گاهی هم می گفت خواهرم در بازداشت است و او را نيز اعدام خواهد کرد«

تقريباً تمام کسانی که در دادگاه های علنی حضور داشته اند و در حال حاضر در بند ۳۵۰ به سر می برند در چنين جلسات تمرينی، در سالن دادگاه و يا در اتاقهای بازجويی، حضور داشته اند.
همچنين تقريبا تمام کسانی که در دادگاه های علنی حضور داشته اند از داشتن وکيل اختياری محروم بوده و حتی برخی که از قبل وکيل داشته اند نيز تحت فشار بازجوها مجبور به عزل وکيل و انتخاب وکلای تسخيریِ همکار نهادهای امنيتی شده اند. در چندين مورد نيز از کسانی که در دادگاه های علنی حضور يافته اند به خصوص آنان که در جلسات اول تا سوم حضور داشته اند خواسته اند تا سر و صورت خود را به صورتی خاص که مد تظر آنان بوده است اصلاح کنند تا از نظر ظاهر، شبيه اعضای فرقه ای خاص شوند. بطور مثال يکی از متهمان را که با فشار بسيار بر خانواده اش از وی خواسته بودند تا در دادگاه مطالبی را که از قبل نوشته شده بود بخواند و به ارتباط با مفافقين اعتراف کند را مجبور کرده بودند تا صورت خود را به شيوه ای خاص اصلاح و سبيل بگذارد. از جمله مضحکترين و شرم آورترين بخش اين دادگاه های علنی، استفاده از سه نفر از کسانی است که اساساً چندين ماه قبل از انتخابات بازداشت شده بودند ولی در اخبار به گونه ای القا شد که گويی اين افراد در جريان انتخابات بازداشت شده اند و متاسفانه دو تن از همين افراد را پس از حوادث عاشورا و بر اساس همان اعترافات ساختگی و از قبل نوشته و تمرين شده به دار آويختند. اين در حالی است که وزارت اطلاعات به آنها گفته بود در صورتی که در دادگاه علنی آن حرفها را بزنند به آنها کمک می شود تا از زندان آزاد شوند. اين را نيز در نظر بگيريد که يکی از اعداميان فقط ۱۹ سال سن داشت.در اين دادگاه ها حتی تماشاگران نيز از قبل برای حضور در دادگاه تمرين کرده بودند و افرادی از نهادهای وابسته به نهادهای امنيتی و نظامی از جمله بسيج و برخی نيروهای دادگاه انقلاب و دادستانی با تمرين قبلی که با حضور متهميان نيز بوده است در دادگاه حضور پيدا کرده بودند. و اين در حالی است که هيچ يک ا ز اعضا خانواده و يا نزديکان و مهمتر از آن وکلايی که توسط متهمان انتخاب شده بود حتی اجازه حضور در اطراف دادگاه نيافتند.  در بسياری از اين دادگاه ها در حالی که فقط چند متهم حضور داشتند اما ده ها نفر ديگر را به اجبار و بدون اطلاع قبلی با لباس زندان بر روی صندلی ها آوردند که صرفاً با پر کردن صندلی ها و نمايش تلوزيونی اين دادگاه را تکميل کنند. و البته با توجه به اينکه خود آقای لاريجانی بر تخلف بودن چند دادگاه اول که تصاوير متهمين منتشر شد صحه گذاشته اند از توضيح بيشتر درباره آن صرف نظر می کنيم.

۵. اطاله دادرسی

در بند ۳۵۰ حداقل سه نفر هستند که بيش از دو سال است در بازداشت موقت به سر می برند و هنوز هيچ حکمی برايشان صادر نشده است. در بند ۲۰۹ که در اختيار وزارت اطلاعات است افرادی حضور دارند که بيش از ۲ و حتی تا ۷ سال است که در زندان انفرادی يا حداکثر اتاقهای دو نفره به سر می برند. در خصوص ديگرانی که وضعيتشان مشخص نيست نيز چند ماه بلا تکليفی ديگر به يک روال طبيعی تبديل شده است. به عنوان مثال در بند ۳۵۰ دهها نفر هستند که بيش از ۴ يا ۵ ماه است که در بلاتکليفی به سر می برند. اما شرم آور آن است که برخی از وکلای متهمان - در حالی که چند ماه است دفاع آخر صورت گرفته - وقتی از قضات پرونده علت عدم صدور حکم را پرسيده اند شنيده اند که نهادهای امنيتی هنوز نظرشان را دربارۀ حکم پرونده اعلام نکرده اند و با اين استدلال چندين ماه ديگر پرونده متوقف و متهم در زندان به سر می برد.

حضرات آيات عظام و مراجع عاليقدر تقليد

يکی از شما بزرگواران در ديدار با رئيس قوه قضائيه فرموده بوديد «هرجا اسلام هست ما هستيم و هر جا معارض با اسلام باشد ما با آن معارضه می کنيم».

گراميان عاليقدر
آيا زير پا نهادن علنی قوانين آيين دادرسی مجوز اسلامی دارد؟
آيا ضرب وشتم متهم بر اساس موازين اسلامی است؟
آيا فحاشی، اعمال شنيع و تهديدات جنسی موافق احکام الهی است؟
آيا بازداشت و تهديد خانواده، همسر، فرزند، پدر، مادر، خواهر و برادر برای اعمال فشار به متهم در تعارض با آموزه های دينی نيست؟
آيا تماسهای تلفنی غير متعارف و بيش از اندازه بازجويان با همسران و مادران متهمين و بعضا ارائه پيشنهادهای بی شرمانۀ طلاق و جدايی با مجوزهای اسلامی صورت گرفته است؟
آيا فحاشی بازجويان و حتی بازپرسان و قضات و عدم اجازه استفاده از وکيل بوسيله تهديد و تطميع با مجوز و فتوای علمای اسلام بوده است؟آ
يا برگزاری دادگاه های نمايشی، تبليغات دروغ، پخش اعترافاتِ از سر اجبار متهمان قبل از اثبات جرم، آنهم با تصوير و صدا با مجوز شرعی صورت گرفته است؟
آيا بازداشت موقت های طولانی و بعضا تا دو سال، زندان های انفرادی چند ماهه و حتی در موارد زيادی يک ساله و دو ساله بر اساس موازين اسلامی است؟
آيا صدور احکام و تصميم گيری در خصوص ميزان آن و حتی در برخی موارد نوشتن متن حکم در محلی خارج از قوه قضائيه و توسط شخصی غير از قاضیِ صالح در تعارض با دين اسلام نيست؟
مراجع معظم تقليد و آيات عظام
اتقوا الله و اعدلوا فانکم تعيبون علی قوما لايعدلون (از خداوند پروا کنيد و عدالت بورزيد و بر کسانی که داد نمی ورزند عيب بگيريد «روايت کلينی از امام صادق، کافی، جلد دوم)»
انتظار نداريم که سخنان و نوشته های ما را بپذيريد. انتظار نداريم که گزارشات يک متهم را از درون زندان قبول کنيد آنهم متهمانی که تبليغات رسمی، امثال آنها را افرادی بی دين، ضد انقلاب، ليبرال، وابسته به غرب، و يا حتی سلطنت طلب و منافق می خواند اعتماد کنيد اما با توجه به سابقۀ درخشان مراجع شيعه در قرون گذشته که هميشه مستقل از حکومتها در برابر ظلم و ستم ايستاده اند از شما می خواهم در اين موارد تحقيق و تفحص کنيد تا به صحت گفته های ما پی بريد.همچنين با آنکه می دانيم نهادهای امنيتی و دنباله رو آنها قوه قضائيه و سازمان زندانها به شما اجازه ديدار ما را نخواهند داد با اين حال از شما بزرگواران می خواهيم با توجه به مسئوليت سنگينتان در برابر اسلام و ملت مسلمان ايران، با اعزام نمايندگانتان به بند ۳۵۰ و صحبت خصوصی با زندانيان علی الخصوص کسانی که در دادگاه های علنی حضور يافته اند صحت و سقم اين مطالب را مورد بررسی قرار دهيد و يا حداقل، علی رغم فشارهای امنيتی، اگر اين امکان را يافتيد که درب بيوت محترم خود را به روی اين متهمان و خاتواده هايشان باز بگذاريد تا با بيان دردهايشان ضمن تسلی يافتن، شما را نيز از بی عدالتی حاکم در فضای زندانها و بازداشتگاه ها مطلع سازند.
در تاريخ تشيع همواره اميد آنان که مورد ستم واقع شده اند به روحانيت بوده است تا با حضور موثر خود و مقابله با ظلم، حقانيت و ظلم ستيزی اسلام را برای جهانيان به نمايش بگذارد. اگر اکنون شما بزرگواران به احقاق حق مظلوم نشتابيد بيم داريم که چهره مبارکِ دين عزيز اسلام برای نسل امروز که جويای حق و حقيقت است و بخصوص نسلهای بعد خدشه دار شود.
ان من اشد الناس عذاباً يوم القيامه من وصف عدلاً و عملاً بغيره. «پر حسرت ترين مردم در روز رستاخيز کسی است که عدل را وصف کند سپس به راه ديگری عمل کند (کافی، جلد دوم، به نقل از امام صادق (ع))
الملک يبقی مع الکفر و لا يبقی مع الظلم (شرح اصوا الکافی مازندرانی جلد ۹)
و من الله التوفيق

 

سیدمحمدخاتمی: خلع سلاح جهانی را می‌توان از خاورمیانه شروع کرد/ اعلام آمادگی مرکز گفتگوی ‌تمدنها جهت تهیه «منشور ائتلاف برای صلح» و ارائه آن به سازمان ملل

April 18, 2010

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدنها با بیان اینکه«صلح نیازمند جانهای صلح طلب است و بیش و پیش از هر چیز باید حاکمان برخوردار از این فضیلت باشند»، تاکید کرد:«صلح میوه‌ای است که تنها و تنها بر درخت عدالت خواهد روئید و تا هنگامی که عدالت چه در عرصه ملی و در رابطه حکومت ها با مردم و چه در عرصه بین‌المللی غایب باشد نمی توان انتظار صلح واقعی را داشت. ثبات ظاهری که در اثر ارعاب و سرکوب حکومت‌های خودکامه در یک کشور برقرار می شود پایدار نیست.»

متن سخنرانی سیدمحمدخاتمی که قرار بود در  بیست و هشتمین مجمع عمومی شورای تعامل در زمینه خلع سلاح هسته‌ای ارائه شود اما به دلیل ممانعت‌های به عمل آمده حضور رئیس‌جمهور سابق کشورمان در این هیروشیمای ژاپن میسر نشد و این متن قرار است در روز آخر این اجلاس قرائت و توزیع شود به دو زبان فارسی و انگلیسی بدین شرح است:

به نام خدا

هیروشیما تنها یک شهر در کشور ژاپن نیست، بلکه عنوانی است تداعی کننده دردها، دلهره ها و رنجهای بشر و هشدار دهنده به سرنوشت انسان و آنچه بر او گذشته است و طبعاً آنچه باید باشد.
در اثر انفجار اولین بمب اتمی در لحظات پایان جنگ جهانی دوم، شهر هیروشیما و نیز ناکازاکی ویران شد و ساکنان مظلوم آن با دل آزارترین وضعی از پا در آمدند و آسیب دیدند و هنوز هم آثار رنج و درد آن فاجعه برجا است.

و شگفت اینکه این فاجعه تابسوز در‍ ژاپن رخ داد. ژاپنی که زبان فکر آن زبان شعر است و شعر ژاپنی از طرفی بیان کننده استعارات ملموس و طبیعی است و از طرف دیگر شرح احوال درونی انسان.
همدلی و همزبانی با طبیعت و معاشقه با کوه و ابر و باد و باران و گل و جان پاک انسان در کمتر فرهنگ و زبانی نظیر فرهنگ ژاپنی وجود دارد.

طبیعی است که انسان ژاپنی باید بیش از همه مردمان دیگر نگران از دست رفتن طراوت زندگی و سبزه و بهار و بارش آبشار و رویش شکوفه های خندان و نیز خاکستر شدن انسان که وجودش از همه طبیعت زیباتر و برتر است باشد. بخصوص که تجربه تلخ و دردآور هیروشیما و ناکازاکی را تجربه کرده است.

حضور و برگزاری اجلاس شورای تعامل در هیروشیما در واقع ادای احترام نه تنها به مردم مظلومی است که در یک لحظه در جهنم افروخته توسط آدمکشان مغرور سوختند، بلکه نشانه تلاش برای یافتن و تبدیل جهان سرشار از ستم و تبعیض و خشونت و سلطه و استبداد به جهانی است که انسان -هر انسانی- در آن محترم باشد و جنگ و خشونت جای خود را به همدلی و همراهی و تحمل و برخورداری انسان -هر انسانی- بدهد.

آنچه در سال ۱۹۴۵ در هیروشیما رخ داد حکایتگر فاجعه عظیم و بی سابقه در تاریخ انسان بود، تاریخی که گرچه سرشار از جنگ و خونریزی و ویرانگری بوده است، ولی این بار ابعاد فاجعه قابل مقایسه با آنچه تا آن روز رخ داده است نبود.

چندی پس از فاجعه هیروشیما و ناکازاکی قطب دیگر قدرت مسلط زمانه یعنی شوروی سابق نیز اولین آزمایش اتمی خود را انجام داد و از آن پس تمامی جهان در میان دو قطبی قرار گرفت که اولاً هر دو اساس رابطه خود را با دیگران سلطه قرار داده بودند و ثانیا مجهز به سلاحی بودند که روز به روز ویرانگرتر و هولناک تر می شد و دیری نپایید که ذخایر اتمی دو قدرت بزرگ که بعدها چند کشور دیگر هم به آن پیوستند چنان افزایش یافت که می توانست چندین بار کره زمین را ویران کند.

از آن پس نیز جنگ سرد همه جهان را در حالت بیم توأم با بهت فرو برد و پیمانهای نظامی با محوریت قدرتهای اتمی سایه ای هولناک تر از ابر ویرانگر ناشی از انفجار بمب در هیروشیما و ناکازاکی بر سراسر کره زمین گسترانید.

پس از فروپاشی یک قطب قدرت، قطب باقیمانده دیگر قدرت با توهم یکه تازی همچنان فضای وحشت را بر سر عالم و آدم نگاه داشتو از زمان سقوط شوروی تاکنون بارها شاهد دخالتهای پرهزینه قدرت برتر باقیمانده از دوران جنگ سرد در کشورهای مختلف و تلاش برای تحمیل خواستهای او بر جهان و حتی تهدید به کار گیری سلاح هسته ای و شیمیایی از سوی او بوده ایم.
دخالتهای نظامی، کودتاهایی که در دوران جنگ سرد هم سابقه داشته است، اعمال یکجانبه میل و اراده خود بر دیگران با داعیه واهی رهبری جهان آزاد نمونه هایی از وضعیت ناگواری است که همه بشر را گرفتار کرده است.

از جانب دیگر شاهد تشدید پدیده ای خطرناک بوده ایم که نگرانی ناشی از آن و فجایعی که به بار می آورد کمتر از ویرانی بمب اتمی نیست، یعنی پدیده زشت تروریسم در چهره وحشت آفرین اخیر آن. امری که خود سبب شده است تا قدرتهای پرمدعای کنونی به بهانه مبارزه با تروریسم روز به روز وضع را بغرنج تر و مشکل را عمیق تر کنند.

آنچه در میانه غایب است خیرخواهی و صلح در جهان امروز است. صلحی که خواست همه مصلحان بزرگ بشری و هدف دعوت پیامبران بزرگ و درون مایه فرهنگ ها و تمدن های بشری بوده است و مگر نه اینکه قرآن کریم همه مؤمنان را به دخول در وادی صلح دعوت می کند. صلح با خود، صلح با دیگران و صلح با جهان و طبیعت و مگر ندای دل انگیز کتاب اشعیای نبی جان هر انسان صلح طلبی را نوازش نمی دهد که ”او در میان اقوام داوری خواهد کرد و اقوام بسیاری را سرزنش خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود را برای خیش و نیزه های خود را برای اره خواهند شکست. قومی بر قوم دیگر شمشیر نخواهد کشید و دیگر جنگ نخواهد بود.“

و مگر چنانکه اشاره کردم فرهنگ ژاپنی بخصوص با تلفیق آیین بودایی و شینتو زیباترین ترانه های صلح را نمی نوازد؟

شاید کمتر کلمه ای دل انگیزتر و احساس برانگیزتر از کلمه صلح باشد، ولی در واقعیت تاریخ آنچه بیشتر غلبه داشته است حالت ستیز و جنگ و ناامنی بوده است که در دوران معاصر بخصوص با دست آوردهای شگفت انگیز تکنیک که وقتی در اختیار قدرتهایی قرار گیرد که مصلحت بشر را در استیلای بی چون و چرای خود بر عالم و آدم می دانند وحشتناک خواهد بود دلهره آور تر هم شده است.

دلهره جنگ و دغدغه صلح امر تازه ای نیست. ادیان بزرگ به صلح فراخوانده اند و جنگ را نکوهش کرده اند و در دوران مدرن نیز کم نبوده اند بزرگانی که جنگ، این بلیه همیشه بشری را سخت نکوهش کرده اند.

کانت، فیلسوف بزرگ آلمانی رساله مشهور خود را ”صلح دائم“ (Perpetual Peace) یا (Zum ewigen Frieden) نامید و در آن گفت:

”پادشاهی که از سربازان خود در جنگهای تهاجمی برای عظمت خود یا کشورش استفاده می کند موجودات عاقل را به عنوان وسیله صرف برای غایت مورد نظر به کار می برد. “ به نظر کانت ارتشهای منظم حاضر به جنگ باید به مروز زمان ملغی شوند زیرا اجیر کردن افراد انسانی برای کشتن یا کشته شدن متضمن این است که آنها به عنوان وسایل صرف در دست دولت به کار بروند و این نمی تواند به آسانی با حقوق بشریت که مبتنی بر ارزش مطلق موجودات عاقل من حیث هی است سازگار باشد

ولی علی رغم این آرزوها و ایده آل ها جنگ همچنان وجود دارد و هنوز حتی گامهای مثبتی در جهت نابودی مخوف ترین سلاحهایی که بشر تاکنون پدید آورده است برداشته نشده است.
صلح نیازمند جانهای صلح طلب است و بیش و پیش از هر چیز باید حاکمان برخوردار از این فضیلت باشند.

اما به هر حال در این زمینه باید گامهای عملی برداشت و انتظار از مجمعی چون شورای تعامل انتظاری بیش از اظهار نظرهای بی پشتوانه اجرایی و اکتفاء به نظر و عدم اقدام عملی در زمینه های مختلف است.

در اینجا اجازه می خواهم تا پیشنهاد خود را در مورد مؤثرتر کردن نقش شورا مطرح کنم.
من پس از طرح گفت و گوی تمدن ها که مورد اقبال جامعه جهانی قرار گرفت و هیاهوی جنگ تمدن ها را در عالم به محاق برد در سال 2001 و بعد از فاجعه 11 سپتامبر که جنگ افروزان با عناوین فریبنده دم از ائتلاف برای جنگ زده بودند در مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیشنهاد ائتلاف برای صلح بر پایه عدالت را به عنوان نظریه تکمیلی گفت و گوی تمدن ها دادم همین جا بگویم صلح میوه‌ای است که تنها و تنها بر درخت عدالت خواهد روئید و تا هنگامی که عدالت چه در عرصه ملی و در رابطه حکومت ها با مردم و چه در عرصه بین المللی غایب باشد نمی توان انتظار صلح واقعی را داشت. ثبات ظاهری که در اثر ارعاب و سرکوب حکومت های خودکامه در یک کشور برقرار می شود پایدار نیست و حاصل آن افزایش کینه و نفرت و محروم شدن انسانها از همه حقوق و حرمتی است که در خور آنند و نیز در عرصه بین المللی صلحی که متکی بر قدرت ویرانگر سلاحهای مخرب و سیاستهای اشغال و سرکوب و تحریم باشد نیز حاصلی جز جدایی هر چه بیشتر ملتها از یکدیگر و زمینه ساز پرورش روشهای خشونت آمیزی چون تروریسم نخواهد داشت. و یکی از علل مهم ناکامی طرحهای مختلفی که برای صلح عرضه می شود کم توجهی به عنصر عدالت است.

پیشنهاد ائتلاف برای صلح در هیاهوی خشونت و خشم آن روزها آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفت. ولی اینک در جمع شما نخبگان خیرخواه و مورد احترام جامعه جهانی آن را تکرار می کنم و اعلام می دارم که مرکز گفت و گوی تمدن ها آمادگی دارد که با بررسی همه جانبه موضوع و بهره گیری از نظر و تجربه صاحب نظران طرحی را در این زمینه آماده کند تا پس از بررسی آن در اجلاس سال آینده به صورت منشوری در آید و به سازمان ملل متحد و سازمانهای مهم و مؤثر بین المللی و اتحادیه های مختلف در اروپا و آسیا و آفریقا و آمریکا و نیز بین المجالس کشورها عرضه شود تا برای آن ضمانت اجرا پدید آید و پشتوانه سنگین و موجه شورای تعامل ضامن آن خواهد بود که آن را به سازمانها و نهادهای ذی ربط بقبولاند.

از سوی دیگر خاورمیانه را به حق باید بحرانی ترین نقطه عالم دانست. باز هم پیشنهاد ما این بود که خلع سلاح جهانی را می‌توان از خاورمیانه شروع کرد. امروز در این نقطه بحرانی زرادخانه های اتمی موجود و نیز کلاهکهای اتمی از سوی بعضی از پیمانها و اتحادیه های نظامی در انبارهای بعضی از کشورهای منطقه ذخیره شده است، تهدید و دلهره را روزافزون کرده است.

شورا می‌تواند طرح خود را برای خاورمیانه خالی از سلاح‌های هسته ای در کمیته ای تهیه کند و از سوی سازمان ملل و جامعه جهانی مسؤولیت اجرای آن را بپذیرد.

 

فراکسیون خط امام(ره)مجلس: ممانعت از سفر خاتمی به ژاپن در كنار فرصت‌سوزی‌های روزانه و موضع‌گیری‌های ناپخته چالشی دیگر را فراروی نظام قرار داد/ قوه قضائیه با این اقدامات ناروا، برخورد قانونی کند

April 18, 2010

 فراکسیون خط امام(ره)مجلس با صدور بیانیه‌ای ضمن ابراز تاسف شدید از برخورد صورت گرفته با سیدمحمد خاتمی که همواره برای جمهوری اسلامی ایران عزت آفرین بوده است، از نپذیرفتن مسئولیت بی‌تدبیری توسط هیچ ارگان و مقامی خبر داد و ضمن تاکید بر پیگیری این موضوع توسط این فراکسیون با توجه به اختیارات قانونی خود، خواستار پیگیری این موضوع، رفع محدودیت‌های ایجاد شده و برخورد قانونی با این اقدامات ناروا توسط مسئولان ذیربط و بخصوص قوه قضائیه شد متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

تاریخ انقلاب اسلامی، با تمام فراز و نشیب‌های خود در عرصه سیاست خارجی، همواره علو طبع و منش، فخامت اندیشه، متانت گفتار و رفتار توام به ادب و عقلانیت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در ارتقاء جایگاه بین المللی كشور و عزت ملت بزرگ ایران در دوره هشت ساله ریاست جمهوری را به عنوان برگی زرین ثبت نموده و دستاوردهای ارزشمند و ماندگار ایشان را (به ویژه بعد از پایان دوره مسئولیت) كه با حضور در مجامع بین‌المللی و دفاع حكیمانه از اصول و ارزش های انقلاب اسلامی نصیب ملت نموده و برای جمهوری اسلامی ایران عزت آفرین بوده است فراموش نخواهد كرد.  ولی با كمال تاسف در روزهای اخیر شاهد اقدامات نسنجیده‌ای بودیم كه با ممانعت از حضور معمار گفتگوی تمدن ها در اجلاس سالانه شورای تعامل در زمینه خلع سلاح هسته‌ای در ژاپن، فرصت بهره‌مندی از این سرمایه ارزشمند ملی در دفاع از سیاستهای اصولی نظام به ویژه در برنامه صلح آمیز هسته‌ای را از كشور گرفت و در كنار فرصت سوزیهای دیگری كه همه روزه با موضع گیریهای ناپخته و بعضاً ماجراجویانه شاهد آن هستیم چالشی دیگر را فراروی نظام قرار داد و این بار نیز همانند بسیاری از موارد مشابه هیچ ارگان و مقامی مسئولیت این بی‌تدبیری را بر عهده نگرفت. فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی، ضمن تقدیم احترامات خود به فرزند فاضل، با تقوی و متدین امام (ره) به خاطر تلاش‌هایی كه برای ارتقاء نام ایران و ایرانی و دفاع از مواضع به حق ملت ایران در عرصه بین المللی به عمل آورده است و ضمن ابراز تاسف شدید از اینگونه بی‌تدبیریها و فرصت سوزیها، از مسئولان ذیربط به ویژه قوه قضائیه می‌خواهد ضمن پیگیری موضوع و رفع محدودیتهای ایجاد شده با اینگونه اقدامات ناروا برخورد قانونی بعمل آورد.

بدیهی است كه این فراكسیون با توجه به وظایف قانونی خود، موضوع را پیگیری و نتیجه را به اطلاع ملت شریف ایران خواهد رساند.

 

موسوی و رهنورد به دیدن خانواده زیدآبادی رفتند/ گفتگوی تلفنی زیدآبادی با موسوی

April 18, 2010

 مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد دیروز -شنبه -با خانواده احمد زیدآبادی، روزنامه نگار زندانی و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی دیدار و صبر و استقامت انها را ستودند و از ادامه حبس وی و همه زندانیان سیاسی اظهار تاسف کردند. به گزارش خبرنگار «تا آزادی روزنامه نگاران زندانی» مهدیه محمدی، همسر احمد زید آبادی در این دیدار آخرین وضعیت همسرش را برای مهندس موسوی تشریح کرد و گفت: احمد همچنان در زندان رجایی شهر و با زندانیان عادی نگه داری می شود، در حالی که طبق قانون تفکیک جرائم، وی باید در کنار زندانیان سیاسی دوران محکومیت خود را بگذراند. محمدی افزود: با وجود همه مشکلات، احمد روحیه بسیار عالی و مقاومی دارد و حتی به ما می گوید بیش از حد بر هم بند بودن او با زندانیان غیر سیاسی از جمله سارق ها و قاتل ها تاکید نکنیم، چرا که آنها نیز به نوعی قربانی شرایط ناعادلانه جامعه خود هستند. موسوی و رهنورد، هر دو بارها روحیه مقاوم احمد زیدآبادی را ستودند و آزادی هرچه سریع تر او و دیگر روزنامه نگاران در بند را آرزو کردند. هم زمان با این دیدار، احمد زید آبادی از زندان رجایی شهر با منزلش تماس تلفنی گرفت و با مهندس موسوی و زهرا رهنورد گفت و گوی کوتاهی کرد. زهرا رهنورد در این مکالمه خطاب به زید آبادی گفت: ما صبر و مقاومت شما را ارج می نهیم و برایتان آرزوی توفیق و سلامتی داریم ." احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در 23 خرداد ماه 1388 بازداشت شد. احمد زیدآبادی در تاریخ دوم آذر ماه به پنج سال زندان در تبعید در گناباد محکوم شد. این حکم در تاریخ 11 دیماه از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید شد.عليرغم صدور قرار وثيقه براي دکتر احمد زيدآبادی و توديع آن از سوی خانواده، دبير کل سازمان ادوار تحکيم کماکان در زندان بسر می‌برد. او در تاریخ 12 بهمن ماه به زندان رجایی شهر منتقل شد.

 

آیت‌الله بیات زنجانی: گناه بد ارائه کردن دین، از حرب با دین کمتر نیست/ادبیات مشترکی بین همه مردم اعم از روحانیون، دانشگاهیان و اقشار مختلف حاکم شده است

April 18, 2010

 اعضای شورای مرکزی و شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران با آیت الله بیات زنجانی دیدار و گفتگو کردند.

آیت الله بیات زنجانی در ابتدای این دیدار و پس از استماع سخنان نماینده حضار، بیانات خود را با تشکر از حضور این دانشجویان آغاز نموده و با اشاره به سخنان طرح شده گفت: خوشحالم که فضای امروز جامعه به شکلی درآمده که دغدغه های خودمان را از زبان دانشجویان می شنویم و این موضوع نشان از تقریب آراء بین همه افراد اعم از حوزویان و دانشگاهیانی است که دل در گرو اصلاح شرایط موجود دارند. وی با دعوت از عموم دانشجویان به تحقیق پیرامون شرایط موجود جامعه، به این نکته اشاره کرد که:خطرات بزرگی جامعه ایرانی- اسلامی را تهدید می کند و یکی از مهمترین آنها، بد طرح کردن دین در جامعه است و گناه این بد ارائه کردن دین، از حرب با دین کمتر نیست. می توان گفت که در طول تاریخ در نتیجه همین بد معرفی شدن دین در جامعه و مسائلی از این دست بوده است که عده ای مسلمان به ظاهر نماز شب خوان، در مقابل امام علی(ع) و امام حسین بن علی(ع) صف آرائی کرده و این عمل خود را تکلیف احساس می کردند.
آیت الله بیات زنجانی
  تصریح کرد: وقتی می آیند و با کمال تاسف و در حالت خوش بینانه به علت کج فهمی مبانی دینی، مسائل را به این شکل طرح می کنند که مثلاً اطلاع داریم نیروهای فلان کشور در فلان جا مستقر شده تا نگذارند امام زمان(عج) ظهور کند، این نشان از همان بد معرفی کردن دین و به اعتقاد من در صدد ضربه زدن به اعتقادات مردم است. وی تاکید کرد: این موضوع را از سالها قبل تذکر داده ایم که جریانی در حال بالندگی و طرح کردن خود در سطح بالای مدیریت سیاسی- اجرائی کشور است که اصولاً اعتقادی به حکومت دینی نداشته و هدف این جریان، صرفاً ضربه زدن از درون به حاکمیت بوده است. این جریان بازمانده های همانهائی هستند که پیش از انقلاب با امام و اندیشه های انقلابی او مقابله می کردند. این جریان، باقیمانده های آنانی هستند که پیش از انقلاب با طرح این موضوع که کسی جز معصوم حق تشکیل حکومت ندارد، در مقابل امام خمینی (ره) می ایستادند. آیت الله بیات زنجانی با اشاره به آثار مستقیم ضعف عملکرد حکومت دینی در باورها و اعتقادات مردم، تصریح کرد: با کمال تاسف سئوالاتی که می رسد و دغدغه هائی که مطرح می شود، نشان دهنده این است که سئوالات زیادی در اعتقادات مردم بوجود آمده است. این مرجع تقلید تاکید کرد: این دغدغه ها و خدشه وارد شدن به باورهای مردم، نتیجه این است که دین در یک جامعه به عنوان ابزاری برای توجیه عملکردهای غلط درآید. بیات زنجانی با اشاره به اینکه بزرگان قوم مکلف اند برای خروج از این شرایط راه حل ارائه کنند، اظهار داشت: راه حل برای رفع این مشکلات، این نیست که فقط بنشینیم و مشکلات را طرح کنیم. باید این موضوع در جامعه تبیین شود که در مسائل اجتماعی نتیجه یک خطا، ممکن است برای سالیان متمادی پس از خود وجود داشته باشد کمااینکه مثالهای تاریخی بسیار زیادی نیز از آن موجود است.

آیت الله بیات زنجانی  افزود: بنده این مطلب را در صحبت هایم عرض کرده ام که در مسائل سیاسی و اجتماعی، عمد و خطا یک خاصیت دارد. یعنی بنده چه عمداً و چه از روی خطا مثلاً به یک انسان ناشایست رای بدهم، تبعات آن متوجه همه خواهد بود و من در بوجود آمدن این تبعات، دخیلم؛ بنابراین نباید فکر کرد که با صرف یک رای دادن، به تکلیف عمل کرده ایم و در نتیجه بوجود آمده آن اعم از نیک و بد سهیم نیستیم.  آیت الله بیات زنجانی در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به رخدادهای پس از انتخابات گفت: این که می بینیم امروز ادبیات حاکم بر فضای جامعه تغییر کرده و یک ادبیات مشترک بین همه مردم اعم از روحانیون و دانشگاهیان و اقشار مختلف پیش آمده، از نتایج قابل توجه این رخدادهای اخیر است و نمی توان از آن به سادگی گذشت. وی با ذکر اینکه "فضای سیاسی موجود را فضای مبارزه بین دو اندیشه و دو قرائت از اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی می دانم"، اظهار داشت: من اصولاً مبارزه سیاسی را نوعی کشتی گیری می دانم. در کشتی، همانطور که آدم حریف را به زمین می زند، گاهی هم به زمین می خورد. بنابراین نباید نا امید و مایوس بود و اگر این اعتقاد وجود دارد که اهداف انتخاب شده از جمله اجرای همه اصول قانون اساسی بدون دخل و تصرف، تفسیر ها و تاویل های من عندی،  حق و مشروع است، باید برای رسیدن به آن جانفشانی و فداکاری کرد و در این راه زندان، تهمت، آزار و اذیت و مسائلی از این دست را به جان خرید. آیت الله بیات زنجانی  با توجه به اتفاقات رخ داده و فضای فکری موجود، سال 89 را خیلی بهتر و امید بخش تر از سال 88 پیش بینی کرد. وی در پایان سخنان خود گفت: شما جوانان دانشجو دارای نیاتی خالص هستید و اگر به درگاه خداوند متعال دعا کنید، خداوند حاجات شما را برآورده خواهد کرد. مطمئن باشید که خدای عالم از منویات درونی شما مطلع است و شما را یاری خواهد نمود.

 

میرحسین موسوی: راه سرافرازی کشور گسترش امواج سبز آگاهی و مسئولیت در میان توده های میلیونی مردم است

April 18, 2010

میرحسین موسوی تبیین شعارهای درست و منطبق با خواسته های به حق مردم را یکی از وظایف اصلی جنبش سبز برشمرد و تاکید کرد: وظیفه ما این است که شعار ها را با دقت و درست انتخاب کنیم و بر سر آن ها بایستیم.

میر حسین موسوی در دیدار با اعضای کمیته دانشجویی این سازمان ضمن ارائه تحلیلی از وضعیت کشور، با اشاره به نیروی انسانی عظیمی که در دانشگاه ها وجود دارد، گفت: سرکوب ها نتوانسته است جلوی پیشرفت جنبش سبز را در دانشگاه ها بگیرد بلکه شرایط موجود باعث شده است نفوذ اهداف جنبش سبز در دانشگاه ها عمیق تر شود و امروز در دانشگاه ها فعالیت سیاسی توام با عقلانیت درحال گسترش است. بحث های واقع بینانه در مورد نقاط ضعف و قدرت توام با استقامت و تامل برای ادامه ی راه سبز حیاتی است. وی تصریح کرد علت اینکه موج گسترده ی دستگیری ها منجر به توقف جنبش سبز نشده است همان واقعیتی است که در شعار کلیدی مردم یعنی "ما بیشماریم" تبلور یافته است. این شعار بسیار مهم است در سطح دانشگاه ها سه و نیم ملیون دانشجو حضور دارد که اکثریت قریب به اتفاق آنان می دانند راه سرافرازی کشور گسترش امواج سبز آگاهی و مسئولیت در میان توده های ملیونی مردم است. دانشجویان فرزندان مردم هستند و به خوبی آگاهی بخشی و اطلاع رسانی را تاکنون انجام داده اند. مهندس موسوی گفت کسانی که سرکوب می کنند مسیر خود را طوری تعریف کرده اند که بخش کوچکی از ملت را در داخل خود جا می دهد و به همین دلیل حتی در بهشت زهرا هم با اسلحه و باتوم ظاهر می شوند و ما راه سبز را طوری باید تعریف و معرفی کنیم که همه ی هفتاد ملیون جمعیت کشور حتی مخالفان ما را در بربگیرد. وی تبیین شعارهای درست و منطبق با خواسته های به حق مردم را یکی از وظایف اصلی علاقمندان به جنبش سبز برشمرد و تاکید کرد وظیفه ی ماست که شعارها را با دقت و درست انتخاب کنیم و سپس بر سر تحقق آن ها بایستیم. مهندس موسوی آزادی و عدالت را دو کلید واژه ی مهم در حرکت جنبش سبز دانست و گفت عدالت و آزادی از هم جدایی ناپذیرند و آن کسی که وضعیت معیشتی فلاکت بار دارد بیشتر در معرض از دست دادن آزادی های اساسی است. مهندس موسوی گفت راه حل مشکلات اقتصادی مردم و کشور اقتصاد صدقه ای نیست. شما حاصل به باد دادن ثروت های ملی و درآمدهای نفتی را نگاه کنید. هر روز ما بیشتر از دیروز به درآمدهای نفتی وابسته شده ایم و بازارهای ما پر از کالاهای خارجی است در حالی که تقریبا همه ی صنایع و کشاورزی ما در وضعیت بسیار دشواری قرار دارند. شما در مورد وضعیت نیروی کار کشور دقت کنید. بنده واقعا وقتی با این سیاست ها و فساد و بی برنامگی و در کنار آن قول نرخ بیکاری پنج درصد را می شنوم حیرت می کنم. این روندها اگر ادامه یابد، در آینده سند چشم انداز بیست ساله یک شوخی که برای گول زدن مردم تهیه شده است تلقی خواهد شد و نه یک سند معتبر برای نشان دادن راه پیشرفت کشور. امروز یک چهارم زمان تعیین شده برای نیل به اهداف گذشته است. بیاییم بدون تعصب بررسی کنیم که آیا به آن اهداف نزدیک تر شده ایم یا دورتر.

ما دیگر نیازی نداریم برای نشان دادن دلایل این وضع به جای دور یا تحلیل های پیچیده برویم. کافی است به زندان ها نگاه کنیم و ببینیم چه تعداد از خدمتگزاران و روزنامه نگاران و زنان و مردان کارآمد کشور را به بهانه های واهی راهی زندان کرده ایم و پروژه ی اعتراف گیری راه انداخته ایم و هم اکنون هم که به تعداد اندکی از زندانیان مرخصی داده شده است، آن ها زیر فشار هستند که اگر می خواهند به زندان برنگردند، مصاحبه کنند و این در حالی است که به طور مدام رسانه های مردمی و مستقل زیر فشار هستند. مهندس موسوی اضافه کرد بنده چشم اندازی برای آزادی مطبوعات و رسانه ها آنچنان که در قانون اساسی آمده است نمی بینم فلذا باید علاقمندان به جنبش سبز خود را با شرایط موجود تطبیق بدهند و در همین شرایط سخت، راه هایی را برای بسط آگاهی و گسترش رسانه ها پیدا کنند. گذشته از آن همه ی ما امروز باید در محیط فعالیت و خانه ی خود یک رسانه باشیم. مهندس موسوی افزود به هنگام جنگ تحمیلی که تاسیسات مهم کشور زیر بمباران قرار داشت و از سوی دیگر عناصری که خود را به صدام فروخته بودند از هیچ خرابکاری کوتاهی نمی کردند، بعضی ها معتقد بودند که بهتر است بگذاریم جنگ تمام شود تا با بازسازی را شروع کنیم. ولی دولت به این نتیجه رسید که هنوز آتش یک انفجار در یک مجتمع و یا پالایشگاه و تاسیسات خاموش نشده است، ما باید بازسازی را شروع کنیم. یعنی شعار اینکه باید قدرت سازندگی ما از تخریب دشمن پیشی بگیرد، جا افتاد. الان هم همان تجربه باید مورد توجه قرار گیرد. هر منفذی که بسته می شود بلا فاصله باید پنجره های دیگری گشوده شود. هر روزنامه ای که بسته می شود، راه انتشار یک روزنامه ی دیگر در چهارچوب قانونی جستجو شود. هر وبلاگی که بسته می شود ده ها وبلاگ دیگر برای دفاع حقوق مردم باید راه اندازی شود. این تنها راه است و ما بیشماریم و ما می توانیم این کار را انجام دهیم. باید توجه کنیم راه کوتاه نیست. ما باید یاد بگیریم که فعالیت های بحق سیاسی خود را با زندگی روزمره ی خود در این جا و آن جا توامان اداره کنیم. عظمت جنبش از ابتکار افراد معدودی نابغه برنمی خیزد. عظمت جنبش از فعالیت انسان های بی شماری ناشی می شود که آشکار و پنهان در حدی که می توانند در گشوده کردن این راه به آینده ی سبز کمک می کنند و در این راه حتی یک دعای خیر از یک فرد گمنام در یک گوشه ی دورافتاده ی کشور مغتنم است. در راه سبز کسی فکر نمی کند که کار بزرگ انجام می دهد، بلکه همه فکر می کنند که کار درست انجام می دهند. همه باید بدانند که ما می خواهیم کار درست انجام دهیم. ما می خواهیم از کرامت ذاتی انسان ها دفاع کنیم. ما می خواهیم مفهوم ملت ایران مساوی یک پادگان و یا یک گروه اندک تلقی نشود. ایران یعنی بیش از هفتاد ملیون شهروند آزاد و با فرهنگ و اعتقادات رنگارنگ. ما از این کثرت و تنوع نمی ترسیم. ما اصولگراها را دوست داریم همانطور که همه ی اقشار ملتمان را. و همه ی فرهنگ های موجود را. و همه ی قومیت ها و همه ی زبان ها را دوست داریم. ما می گوییم قرار بود قرائتی رحمانی از اسلام را که سایه ی مهربانی و تحمل را در کشور باز کند داشته باشیم نه اقدامات ضد دینی اعتراف گیری و ماجراهای کهریزک و خوابگاه های دانشجویی و فجایع سی خرداد و عاشورا و دیگر روزها را. و الان هم می گوییم راه حل مسائل دستکاری آمار تعداد شهدا و پرکردن زندان ها نیست بلکه راه، رسیدگی به خانواده های شهدا و باز کردن در زندان ها و آزاد کردن رسانه ها و انتخابات آزاد رقابتی غیر گزینشی است. اگر می گویید حکومت نوکر مردم است، نوکر ولی نعمت خود را نمی کشد، آزار نمی دهد، او را به زندان نمی اندازد، او را محدود نمی کند و خواسته های خود را به نام خواسته ی مردم مطرح نمی کند. شما بگذارید برای آنکه صدا و سیما رسانه ی ملی باشد، ملت بیاید در آن رسانه صحبت کند. نه آنکه حتی یک مناظره ی ساده و کنترل شده را طاقت نیاورید. مهندس موسوی گفت همه بدانند که راه حل مشکلات کشور در منحرف کردن اذهان مردم از مسائل اساسی نیست. حکومت باید همیشه به فکر زلزله ی پایتخت باشد، نه آنکه خوابنما شود که زلزله ای بزرگ در راه است. در حالی که دولت مدیریت و قدرت جابجایی حتی چند هزار نفر در تهران را ندارد، نباید با لفظ آمرانه از خروج پنج ملیون نفر از مردم تهران صحبت کند. شما اول نم نم ببارید و سپس غرش رعد و برق را داشته باشید. شما یک رشد معقول را برای رفاه و آموزش و بهداشت مردم داشته باشید و سپس تبلیغ افزایش نرخ جمعیت کشور را بکنید. امروز سیاست های بدون حساب و کتاب و خیال پردازی ها کشور را در مقابل تهدیدات خارجی قرار داده است. درست است که همه ی ملت ما آماده است در مقابل هر نوع تهدید بیگانه متحد بایستد، ولی در عین حال مسببان این شرایط در داخل را فراموش نخواهد کرد. بنده توصیه می کنم که به جای آنکه ناممکن جابجایی پنج ملیون نفر از تهران را بدهیم، ضمن اقدامات درست و سنجیده، برای مواجهه با هر خطر ناشی از بلایای طبیعی تلاش کنیم که خطر بلایای خارجی خودساخته را از سر ملت دور کنیم. فکر نکنیم مردم گفته ها و اعمال ما را فراموش می کنند. مردم حتی نسبت به سرنوشت کرم ها و لاک پشتی که به فضا حساسند و می خواهند بپرسند نتایج تحقیقات در مورد این حیوانات بی گناه به کجا انجامید.

گفتنی است در ابتدای این دیدار تعدادی از اعضای کمیته دانشجویی سازمان به طرح نظرات خود از فضای سیاسی پس از انتخابات تاکنون و نوع نگاه مردم به جریان سبز و اوضاع کشور پرداختند

 

تماس با ما


Kamiab archivesabz@gmail.com
 
Make a Free Website with Yola.